نتيجه گيری شورای اتحاديه اروپا در سازمان ملل در مورد اولويت اتحاديه اروپا |سازمان مجاهدين خلق ايران |

شورای حقوق بشر ملل متحد

خبرگزاری آسوشيتدپرس:آسوشيتدپرس- 27فوريه ۲۰۱۲:
- شورای اتحاديه اروپا به نتايج زير رسيد: قبل برگزاری از نوزدهمين جلسه معمولی شورای حقوق بشر سازمان ملل (اچ.آر.سيhrc)، اتحاديه اروپا حمايت خود را از شورای حقوق بشر تأييد می کند، و از پيشرفتی که در اجرای اين حکم طی سال گذشته به دست آمده، استقبال می کند. اتحاديه اروپا به طور ويژه از آمادگی شورای حقوق بشر جهت مطرح نمودن نقض حقوق بشر که نياز به توجه فوری از سوی جامعه بين المللی دارد، قدردانی نمود. از اين بابت، اتحاديه اروپا از نقش پيشتازانه ٴ شورای حقوق بشر در عنوان کردن تحولات و نگرانيهای حقوق در شمال آفريقا و خاورميانه طی سال گذشته، به طور خاص در ليبی، سوريه و ايران، و همچنين در مورد قضيه روسيه سفيد استقبال و حمايت می کند...
اتحاديه اروپا انتظار دارد که شورای حقوق بشر وضعيتهای متفاوت حقوق بشر در جهان را از نزديک دنبال کرده و آن را ادامه دهد، اتحاديه اروپا انتظار دارد شورای اتحاديه اروپا اختيارات گزارشگر ويژه سازمان ملل در مورد ايران را گسترش دهد، تا توجه بين المللی روی نگرانی درباره وضعيت حقوق بشر در اين کشور ثابت نگه داشته شود. در جاهای ديگر منطقه نيز که نگرانی خاص در آنجا وجود دارد، وضعيت در يمن و بحرين می باشد. وضعيت در ليبی همچنين در اولويت کار شورای حقوق بشر می باشد

اظهارات ۱۴ شخصيت در جلسه شورای حقوق بشر (اظهارات آلن ژوپه در مورد ايران) |سازمان مجاهدين خلق ايران |

آلن ژوپه
آلن ژوپه
سايت حقوق بشر ملل متحد:سايت حقوق بشر ملل متحد 28فوريه۲۰۱۲:
شورای حقوق بشر، در بخش مهم خود با استماع بيانات 14 شخصيت، در مورد وضعيت حقوق بشر در سوريه، بررسی پروسدورهای نوبه ای و ويژه و تلاشهای کشوری برای ارتقاء و حفاظت از حقوق بشر و ساير موضوعات ادامه يافت…
فرانسه موضوع وضعيت حقوق بشر در ايران را که از ژوئن ۲۰۰۹ بدتر شده است مطرح نمود و خواستار تجديد دستور کار گزارشگر ويژه در مورد وضعيت حقوق بشر در مورد ايران شد. اين شورا در دست يابی به نرمها و استانداردهای جهانی در مورد حقوق بشر دستاوردهای مهمی از جمله کنوانسيون اخير در مورد حفاظت از تمامی اشخاص در برابر ناپديدشدگان اجباری، داشته است

عفو بين الملل: زمانی که توجهات بين المللی به بهار عرب معطوف شده است، سرکوبها در ايران پيش از انتخابات افزايش يافته اند |سازمان مجاهدين خلق ايران |

عفو بین الملل
سازمان عفو بين الملل روز دوشنبه گزارش خود پيرامون نقض فاحش حقوق بشر در ايران را منتشر کرد. عفو بين الملل در اين گزارش اعلام کرد: تعداد اعدامها طی سال گذشته ميلادی نسبت به سال پيش از آن، دو برابر شده است. بنا بر همين گزارش، طی سال ۲۰۱۱، 600 اعدام صورت گرفته که 233 اعدام بيش از سال ۲۰۱۰ است.
عفو بين الملل گزارش داد: در زمانی که توجهات بين المللی به بهار عرب معطوف شده است، سرکوبها در ايران پيش از انتخابات افزايش يافته اند، هزاران تن به دلايل سياسی در زندان به سر می برند. خامنه ای، شعار بيداری اسلامی می دهد، اما پس از انتخابات رياست جمهوری در سال 88، سرکوب رشد فزاينده يی داشته است.
در گزارش عفو بين الملل، آمده است، در ايران هر اقدامی چه شرکت در گروه های اجتماعی، چه برگزاری تجمعات، چه برپا داشتن گروه های اجتماعی در اينترنت و يا ايجاد تشکلهای غيردولتی برای بيان اعتراض تحت هر عنوان با اذيت و آزار و زندانی شدن روبه رو خواهد شد.

ميت رامنی در هر دو ايالت ميشيگان و آريزونا برنده انتخابات مقدماتی شد |سازمان مجاهدين خلق ايران |

میت رامنی
ميت رامنی
تلويزيون سی ان ان:
29 فوريه ۲۰۱۲- تلويزيون سی.ان.ان:
-ميت رامنی در هر دو ايالت ميشيگان و آريزونا برنده انتخابات مقدماتی جمهوريخواهان برای انتخاب کانديدای رياست جمهوری گرديد.
ولف بليتزر: پيروزی در ميشيگان و آريزونا شتاب سياسی که به طور جد او نيازمند آن بوده را به او خواهد داد... . اگر او ميشيگان را باخته بود اين يک ضربه جدی به او در مسير انتخابات رياست جمهوری می بود... .
در ميشيگان اکثر آرا شمارش شده است و تا اين لحظه ميت رامنی با 41 درصد آرا پيروز انتخابات می باشد، ريک سنتروم 38 درصد آرا را به دست آورده است. فاصله آرا رامنی با سنتروم 30هزار رأی بوده است... در ايالت آريزونا ميت رامنی با 48 درصد آرا برنده اول انتخابات بوده است نفر دوم ريک سنتروم با 26 درصد می باشد... اين يک پيروزی عمده برای ميت رامنی در آريزونا می باشد... يکی از دلايل پيروزی رامنی در ميشيگان آرای زنان بوده است که 43 درصد به رامنی و 37 درصد به ريک سنتروم رأی داده اند، زنان 48 درصد رأی دهندگان در انتخابات درون حزبی در ميشيگان بوده اند. در حالی که 39 درصد از مردان به رامنی و 37 درصد به سنتروم رأی داده اند. 55 درصد رأی دهندگان در ميشيگان گفته اند مهمترين موضوع برای آنها مسأله اقتصادی می باشد. 47 درصد افرادی که مسأله اقتصادی موضوع عمده برايشان بوده است به رامنی رأی داده اند. هفته آينده روز سه شنبه در سوپر تيوزدی [سه شنبه بزرگ] در 10 ايالت آمريکا به طور همزمان انتخابات مقدماتی درون حزبی جمهوريخواهان برگزار خواهد شد. با اين دو پيروزی ميت رامنی شتاب سياسی کسب کرده که وارد روز بزرگ انتخابات در اين 10 ايالت گردد، انتخابات سه شنبه آينده از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب آمريکا را می پوشاند.

مسئوليت آمريکا و ملل متحد در حفاظت و تضمين حقوق ساکنان اشرف (۳) |سازمان مجاهدين خلق ايران |

کنفرانس در واشینگتن
کنفرانس در واشينگتن
تهديد فزاينده رژيم ايران
گزينه های سياست برای ايالات متحده
مسئوليت آمريکا و ملل متحد
در حفاظت و تضمين حقوق ساکنان اشرف
25فوريه ۲۰۱۲ (6اسفند ۱۳۹۰)
قسمت آخر

ريچارد ديلي
شهردار شيکاگو به مدت 22سال
عاليترين مدير شهری ايالات متحده- ۲۰۰۵
مدير کنفرانس شهرداران آمريکا - ۱۹۹۶
سفير فيليپ لادر
سفير آمريکا در انگلستان ۱۹۹۷ ـ ۲۰۰۱
معاون رئيس دفتر رئيس جمهور بيل کلينتون
عضو هيأت مديره صليب سرخ آمريکا
رودی جوليانی
شهردار نيويورک در سال ۲۰۰۱
شهردار جامعه بين المللی در نيويورک
هوارد دين
رئيس حزب دموکرات آمريکا ۲۰۰۴ ـ ۲۰۰۹
کانديدای رياست جمهوری
تام ريج
وزير امنيت آمريکا ۲۰۰۳ ـ ۲۰۰۵
فرماندار پنسيلوانيا ۱۹۹۵ـ ۲۰۰۱
پروفسور آلن درشويتز
معروفترين وکيل جهان در پرونده های جنايی
گلن کارل
معاون پيشين اطلاعات مرکزی آمريکا
آوی جوريش
مشاور پيشين وزارت دارايی آمريکا
و
تام تانکردو
نماينده پيشين کنگره آمريکا

آوی يوريش
متشکرم.
باعث افتخارم است که اين فرصت را دارم تا امروز در اين جا به دفاع از ارزشهايی قيام کنم که ما پاس می داريم، مثل آزادی بيان، آزادی مذهب و آزادی اجتماع.
بسياری از شما امروز به خاطر نگرانی که نسبت به حقوق جهانشمول داريد در اين جا حضور داريد. ما قطعاً از سال ۱۹۷۹ خواهان آينده بهتر و روشنتری بوده ايم. اما ايران، تحت حاکميت ملاهای بنيادگرا قرار گرفته است.
خوشبختانه تمرکز جهان به تلاش ملايان برای دست يابی به تسليحات اتمی و حمايت آنها از سازمانهای تروريستی معطوف شده است. ما بايد هر آنچه در توان داريم انجام دهيم تا از اتمی شدن آنها جلوگيری کنيم. اگر رژيم ايران به بمب دست پيدا کند نقطه عطفی محسوب می شود که دارای عواقب گسترده يی خواهد بود. جهان غرب بايد چه کاری را انجام دهد؟ چه کاری هر يک از شما می توانيد انجام دهيد تا آن را متوقف کنيد؟
تنها سه راه وجود دارد که می تواند روی اين برآيند تأثيرگذار باشد: ديپلوماتيک، اقتصادی و نظامی. امروز من غالب وقتم را صرف صحبت در رابطه با جنگ مؤثر اقتصادی خواهم کرد که اگر فوراً اجرا شود رژيم ايران را متوقف خواهد کرد.
رژيم ايران فعاليتهای اتمی و تروريستی خود را از طريق سيستم مالی دنيا تسهيل می کند، از طريق بانک دولتی و طيفی از شرکتهای پوششی و روشهای فريبنده ديگر که مشخصاً برای دور زدن کنترلهای مراکز مسئول مالی طراحی شده اند.
در حال حاضر رژيم ايران 30بانک دارد که در سراسر جهان فعاليت می کنند. بانکهايی که در انگلستان، فرانسه، ايتاليا، امارات متحده عربی، روسيه و دوبی از طريق بانکهای رژيم ايران در دنيا کار می کنند 20 بانک در اين ميان توسط دولت آمريکا نامگذاری شده اند. اين بانکها می توانند ارزی که بسيار مورد نياز است را برای استفاده در فعاليتهای غيرقانونی تأمين کنند.
بسياری از اين مراکز مالی در آمريکا فعاليت دارند. ساير بانکهايی که در آمريکا خودشان فعاليت نمی کنند در هر حال با مراکز مالی آمريکا مبادله دارند تا به بازار آمريکا دسترسی داشته باشند. ما اهرم فشار بزرگی در رابطه با اين مراکز مالی داريم اما از آن استفاده نمی کنيم.
آيا می توانيد تصور کنيد که چه می شد اگر ما به اين بانکها می گفتيم که بايد بين بازار آمريکا و رژيم ايران يکی را انتخاب کنند؟ هيچيک از آنها حاضر به انتخاب رژيم ايران نيستند.
من از شما دعوت می کنم که با نمايندگان کنگره صحبت کنيد، چرا که اين يکی از قوی ترين راهکارها برای آسيب رساندن به رژيم ايران در زمينه مالی است. من بسيار روی اين موضوع تأکيد می کنم.
در مورد دفترهای تهاتر (تسويه پول) : اخيراً فاش شد که رژيم ايران ساليانه با مبالغی به ميزان ميلياردها دلار از سيستمهای تسويه پول بين المللی سوء استفاده می کند. به نظر می رسد رژيم ايران ماهرانه از اين دفاتر تهاتر سوء استفاده می کند تا تحريمهای آمريکا را دور بزند. يک قاضی دادگاه شعبه نيويورک به «سيتی بانک» دستور داد که اوراق قرضه به ارزش حدود دو ميليارد که به رژيم ايران تعلق دارد را مسدود کند.
بنا بر مدارک قضايی در آمريکا که هم در نيويورک و هم در کاليفرنيا ثبت شده اند، اين مبالغ مسدود شده در سيتی بانک به نام دفتر تهاتر «کلير استريم» که مرکز آن در لوگزامبورگ است می باشد.
سيتی بانک و تمام مراکز مالی آمريکايی بايد تمام مبادلات رژيم ايران به دلار را مسدود کنند، به استثنای موارد محدودی مانند برخی مواد خوراکی، پوشاک و دارو.
طبق قانون اختيارات اضطراری اقتصاد بين الملل، مراکزی که قانون آمريکا را نقض کنند مشمول مجازات مالی يا در حد 250هزار دلار و يا دو برابر ارزش مبادله خواهند شد، که اين بدين معنی است که مجازات سيتی بانک می تواند به 4ميليارد دلار برسد.
دولت آمريکا و به ويژه وزارت دارايی بايد ارزيابی جامعی کنند تا دريابند چگونه می توان مانع سوء استفاده رژيم ايران از دفترهای تسويه پول بين المللی شد و به طرق مناسب بر اين اساس عمل کنند. در غيراين صورت رژيم ايران هم چنان به منابع ارزی، از جمله دلار آمريکا، دسترسی خواهد داشت که بدون شک به رفتار غيرقانونی آن کمک و ياری خواهد رساند.
بسياری از شما ايرانی هستيد و بهتر از اکثر مردم می دانيد که خمينی سپاه پاسداران را برای حفاظت از حکومت جديدی که در سال ۱۹۷۹ پايه گذاری شد تشکيل داد.
سپاه رژيم از زمان تأسيس تا کنون به يک نيروی بزرگ سياسی، نظامی و اقتصادی در ايران تبديل شده است و طبق گزارشات، روابط نزديکی با ولی فقيه و رئيس جمهور رژيم احمدی نژاد که خودش عضو سابق سپاه است دارد. سپاه پاسداران نزديک به 125هزار عضو دارد. اکثر فعاليتهای مربوط به موشکهای زمين به زمين رژيم را پيش می برد. و باور بر اين است که اکثر يا تمام تسليحات ديگر شيميايی و بيولوژيکی و راديولوژيکی رژيم را تحت کنترل خود دارد؛ و اگر ايران به سلاح اتمی مجهز شود، متخصصان بر اين باورند که سپاه اين تسليحات را هم کنترل خواهد کرد. سپاه پاسداران رژيم توسط دولت آمريکا ليست گذاری شده است و دليل آن درگير بودن در گسترش تسليحات کشتار جمعی بوده است. نقش اصلی را در صنعت نفت رژيم، در ساخت و ساز و طبعاً در مجموعه نظامی رژيم ايفا می کند. و همچنين يکی از بخشهای فاسد رژيم ايران است.
گزينه های پيش روی ما از اين قرار است: اولاً دولت آمريکا بايد نام تمام مقامات ارشد سپاه را فاش سازد و اين که در اين ارگان مشغول چه کارهايی هستند و هرگونه اطلاعات ارتباطی که ما با آنها داريم. بدين ترتيب می توان تحرکات آنها در خارج از ايران را محدود کرد و يا به آنها هشدار داد که ما شما را می شناسيم و می توانيم به شما دسترسی پيدا کنيم.
در رابطه با بنيادها. اينها بنيادهای خيريه رژيم هستند که اقتصاد غيرنفتی را کنترل می کنند. بنيادها حدود 20 تا 40 درصد توليد ناخالص داخلی را تحت کنترل خود دارند. از پرداخت ماليات معاف هستند و سوبسيدهای سنگينی از طرف دولت دريافت می کنند اما از مدار کنترل دولت خارج اند. آنها تنها به ولی فقيه رژيم پاسخ می دهند.
آنها به عنوان سازمانهای خيريه قرار است خدمات اجتماعی را برای فقرا و فرودستان مهيا کنند. اما در ايران نزديک به 12ميليون نفر زير خط فقر زندگی می کنند و 6 ميليون نفر از آنها هيچ گونه کمکی از جانب دولت و بنيادها دريافت نمی کنند.
يکی از مثالهای معروف بنياد مستضعفان و جانبازان است که تخمين زده می شود حدود 20 درصد صنعت نساجی کشور، 40 درصد توليدات نوشابه، و دو سوم تمام محصولات شيشه ای را کنترل می کند و سهم عمده ای در کالاهايی مانند کاشی، لاستيک و محصولات شيميايی و غذايی دارد. بنابراين نبايد غافل کننده باشد که برای بخش خصوصی ايران سخت است که با بنيادها رقابت کند. آنها دارای ارتباطات و پوشش سياسی هستند و از سوبسيدهای دولتی بهره مندند.
با توجه به اين آسيب پذيری عمده، وقت آن رسيده است که دولت آمريکا علناً از بنيادهای اصلی نام ببرد و آنها را رسوا کند. می تواند نامگذاری آنها را بررسی کند و بدين ترتيب کمکهای مالی به اين سازمانها را ممنوع اعلام کند. اين از قبيل سازمانهايی است که بايد در ليست تروريستی باشد، به علاوه آن کسانی در اروپا و آسيا که در حال حاضر به چنين ارگانهايی کمک مالی می کنند.
اجازه بدهيد با اين نکته حرفهايم را تمام کنم. ما تمام ابزار لازم را در دست داريم تا شرکتهای تجاری که در حال حاضر با رژيم ايران رابطه دارند متقاعد يا تنبيه کنيم. اگر واقعاً بخواهيم که رژيم را از دست يابی به تسليحات هسته يی بازداريم صحيح آن است که اگر نه از همه، بلکه از برخی تيرهايی که در کمان داريم استفاده کنيم. ما با کمک يکديگر می توانيم تغيير ايجاد کنيم.
از شما متشکرم که در اين جا حاضر بوديد.

تانکردو:
آخرين سخنران ما، آقای گلن کارل است که آخرين منصب وی معاونت اطلاعات سراسری برای تهديدات فراکشوری در شورای ملی اطلاعات بوده است
وی دارای درجه ليسانس در امور دولت از دانشگاه هاروارد و فوق ليسانس در مطالعات اروپايی و اقتصاد بين المللی از دانشکده مطالعات پيشرفته بين المللی در دانشگاه جان هاپکينز، می باشد.

آقای کارل:
از شما بسيار متشکرم.
مسئوليت شورای اطلاعات ملی که من معاونت تهديدات فراکشوری آن را برعهده داشتم، اين است که يک چشم انداز درازمدت در مورد روندها و تهديدات به منافع ايالات متحده ارائه کند، چه تهديدات داخلی باشند و چه خارجی در يک محدوده زمانی 2 تا 5سال در آينده در صورتی که مقدور باشد.
ما ارشدترين ارگان جامعه اطلاعاتی آمريکا برای ارزيابيهای اطلاعاتی استراتژيک هستيم و خيلی وقتها پيش بينيهای درستی می کنيم و متأسفانه برخی اوقات هم اشتباه می کنيم.
حال شايد کسی تعجب کند که چرا گاهی اوقات سياست ايالات متحده بی هدف به اينطرف و آنطرف می رود
در ارتباط با ايران و اين که سياست آمريکا نسبت به سازمان مجاهدين خلق ايران چه بايد باشد، من دريافتم که جوامع اطلاعاتی ما در آمريکا خيلی درباره اين که مجاهدين چه چيزی و چه کسانی هستند و توانايی ايرانيها و اقداماتشان چيست اطلاع ندارند. اين سومين هدف سياست گذاری است.
من فکر می کنم که جوامع اطلاعاتی ما و سياستگذاران ما به خوبی تشخيص داده اند که دشمن اصلی و رقيب اصلی ما کيست. کاملاً مشخص است که رژيم ايران بزرگترين عامل برهم زدن ثبات در خاورميانه است،
وزارت اطلاعات رژيم سخت می کوشد تا کشف حقيقت را مشکل کند، تا رقبای رژيم و اهداف خود مانند سازمان مجاهدين خلق ايران را از بين ببرد.
ما رقبای بسيار بسيار زيادی داريم. جزئيات زيادی برای فراگيری وجود داشت. وزارت اطلاعات رژيم که در آمريکا، عراق، لبنان و عليه مجاهدين خلق و در عربستان سعودی فعال است از لحظه ای که خمينی رژيم مهاجم و توسعه طلب خود را سی سال پيش بنا کرد من و همکارانم را مشغول نگاه داشته است.
همه ما از تهديدات خاص رژيم ايران آگاه هستيم. موضوع مجاهدين و کمپ اشرف و کمپ ليبرتی در ميان است که ما بسيار در رابطه با آنها شنيده ايم و توصيه ها و ارزيابيهای زيادی در رابطه با عمل صحيح وجود دارد. و همچنين برنامه هسته يی رژيم ايران و سوريه و نفوذش در حزب الله در لبنان و غيره.
بنابراين شيطان در جزء جزء کارها حضور دارد و وزارت اطلاعات آن نسبت به سازمان مجاهدين خلق و ساير مخالفان موضع تهاجمی و خصومت آميز دارد. اما از نقطه نظر جامعتر، روشن است که رويکرد آمريکا نسبت به منطقه، عراق و رژيم ايران غالباً مجزا و خرده کاری بوده است و همچنين نسبت به نيازهای سازمان مجاهدين خلق تا آنجا که به ترسيم منافع آمريکا برمی گردد که اکنون با رژيم مهاجم و مداخله کننده ايران در عراق مواجه شده است.
می توان اين استدلال بد اما در هر حال واقعی را مطرح کرد که احتمالاً عمده ترين نتيجه اشغال عراق و شکست صدام حسين تعميق منافع رژيم ايران بوده است. رژيم ايران حداقل به دنبال اين است که قدرت غالب منطقه شود تا حداقل بتواند سپری را به دور ايران ايجاد کند و رژيم را از آنچه به عنوان يک خطر حياتی می بيند مصون نگاه دارد.
بزرگترين ابزار رژيم ايران برای رسيدن به اين اميال رژيم سوريه است که رژيم ايران را قادر می سازد در لبنان تأثيرگذاری و اعمال نفوذ کند، از حزب الله حمايت کند و سياستهای آمريکا در سراسر منطقه را با تهديد روبه رو کند.
اهداف استراتژيکی آمريکا چيست؟ ثبات منطقه، کاستن نفوذ رژيم ايران به عنوان عامل بی ثباتی و مهاجم و نيز متوقف ساختن برنامه تسليحات هسته يی رژيم ايران.
سياست آمريکا بايد مقابله با نفوذ رژيم ايران در منطقه باشد. اين کار در تهران و از طريق عقبه اش و از بين بردن رژيم سوريه و جايگزين ساختن آن با دولتی صورت می گيرد که به رژيم ايران وابسته نباشد. بدين ترتيب ما بزرگترين اهرم فشار رژيم ايران در منطقه و جهان را از بين خواهيم برد. همچنين حماس را به شدت تضعيف خواهيم کرد. همين حالا که اسد تضعيف می شود، حماس تلاش می کند خود را از حمايت بی چون و چرا از رژيم اسد دور کند. حداقل به نظر می رسد که خود را در طرف بازنده تاريخ يافته است.
نفوذ رژيم ايران در سراسر منطقه رو به افول خواهد بود. بنابراين آمريکا از اپوزيسيون سوريه فعالانه پشتيبانی خواهد کرد تا دولتی که جايگزين اسد می شود ديگر هدف و يا دست نشانده رژيم ايران نباشد. آمريکا همچنين بايد فشار خود را بر روی خود رژيم ايران افزايش دهد، بايد نفت رژيم را طوری تحريم کرد که شامل محدوديت در قبال چگونگی صادرات نفت هم بشود، به علاوه حمايت از اپوزيسيون ايران، سازمان مجاهدين خلق که بر فشار عليه رژيم خواهد افزود،
يک حمله نظامی عليه تأسيسات اتمی رژيم احتمالاً تأخير ايجاد خواهد کرد اما مشکل را حل نخواهد کرد. مشکل در ماهيت اين رژيم است و نه ابزار مورد استفاده آن.
از نظر تاکتيکی، کار اطلاعاتی در صحنه که من بيش از دو دهه درگير آن بوده ام بر لغو نامگذاری سازمان مجاهدين دلالت دارد. اين نامگذاری تروريستی منقضی شده و اشتباه است. از نقطه نظر استراتژيک هم دلالت بر اين دارد که بايد به نفع مجاهدين کار کرد تا رژيم ايران را که عامل بی ثباتی در تمام منطقه است بی ثبات کرد.
از شما بسيار متشکرم.

آقای تانکردو:
خوب. امروز يک روز فوق العاده ای بود. واقعاً. من در حالی که به اين افراد بسيار سخنور گوش می دادم که در مورد اين مسأله صحبت می کنند فکر می کردم بيش از 10سال. از شروع اين بحثها گذشته است.
به ياد می آورم که وقتی اولين بار، حدود 10سال پيش، نامه يی را برای وزير خارجه جمهوريخواه در يک دولت جمهوريخواه امضا کردم و خواستار آن شدم که دولت، مجاهدين را از ليست خارج کند حدود 10سال پيش بود. امضای آن نامه يک سفر پر ماجرايی را فکر کنم شروع کرد که حالا که نگاه می کنم يک تجربه فوق العاده ای بوده است. و در طول زمان خدا را شکر اوضاع عوض شد. حالا افراد زيادی هستند. افراد برجسته، بسيار برجسته تر از من بسيار کارآمدتر که موضوع افراد اشرف را مطرح کنند و من به اين خاطر خدا را شکر می کنم. و واقعی می گويم وقتی می گويم اين کاری است که همه ما می توانيم انجام بدهيم. همه ما فکر می کنيم که چه کاری است که ما هر کدام می توانيم انجام دهيم که اين شرايط را به يک پايان مفيد برسانيم. همه ما می توانيم اين کار را بکنيم. با صدای بلند دعا کنيم برای امنيت افراد اشرف و برای مردم و برای آزادی مردم ايران.
بنابراين در طول زمان، ما پيشرفت زيادی داشته ايم. ما پيشرفت زيادی کرده ايم، بله. ولی نگاه کنيد ببينيد در پيش رو چه چيزی قرار دارد. من می گويم بسيار خوب است چون ما امروز اين نيروها و صدای افراد با سوابق و گرايشهای مختلف سياسی را به هم پيوند زده ايم.
حالا زمان آن است و هر کاری که می کنيم برای حل خطر کنونی که در اشرف در عراق وجود دارد و برای اين افراد فوق العاده که اين قدر رنج کشيده اند عمل کنيم.
بنابراين من حالا می خواهم که کار درست را انجام دهيد. هيچکس امروز، هيچکس در سياست، در يک نقش سياست گذاری در آمريکا يا در جهان امروز نمی تواند بگويد نمی دانستند چه چيزی دارد اتفاق می افتد. اگر بدترين چيز اتفاق بيفتد، فکر کنيد، سياستگذاران، نمی توانيد بگوييد نمی دانستم، می دانيد. می توانيد عمل کنيد. بايد عمل کنيد. و چيزهای عجيب تری از اين اتفاق افتاده است که شايد سال ديگر اين برنامه در يک تهران آزاد برگزار شود.

تانکردو:
چه پنل اعجاب آوري!
اعجاب آور، نه تنها به خاطر حجم انبوه نظرات مهم و عميقی که توسط تک تک نفرات پنل مطرح شد، بلکه به اين خاطر که ما پيش از زمان موعود تمام کرديم. بنابراين فرصتی داريم برای افرادی که در جريان بحثها نتوانستند نکته يی را مطرح کنند يا نکته ديگری دارند که می خواهند مورد توجه ما قرار دهند. ما يکی دو دقيقه وقت داريم که نفرات پنل می توانند استفاده کنند. آقای جوليانی، حتماً می توانيد، بفرماييد.

جوليانی:
به نظرم می رسد برای اين که بتوانيم يک راه کار عملی اتخاذ کنيم، پيشنهاد می کنم که ببينيم آيا می توانيم از مجلس نمايندگان آمريکا بخواهيم قطعنامه يی را به تصويب برساند که يک کميسيون تشکيل بدهد که فوری به عراق برود و کمپ ليبرتی را چک کند، و در عرض 48ساعت گزارش بدهد که آيا کمپ ليبرتی مکان مناسبی است؟ آيا بايد يک محل جابه جايی باشد، آيا يک زندان يا اردوگاه کار اجباری است؟
دوم اين که قطعنامه يک چارچوبی برای پذيرش پناهندگان تعيين کند.
و بخش سوم قطعنامه اين باشد که وزارت خارجه در مورد لغو نامگذاری تصميم گيری کند. الآن يک سال و نيم از مهلت می گذرد. در وزارت خارجه چه می گذرد؟ بيدار شويد! فکر می کنم قطعنامه بايد مثلاً مدت يک هفته را برای تصميم گيری مشخص کند.
فکر می کنم اگر اين سه نکته بتواند در قطعنامه گذاشته شود، اگر يک کميسيون خيلی رسمی است در يک گروه منتخب کوچک از تمام کسانی که در حمايت از اين سازمان صحبت کرده اند. پنج نفر را انتخاب کنيد، از دموکراتها، جمهوريخواه، ليبرال و مستقل، محافظه کار. پنج نفر را انتخاب کنيد و به آن جا بفرستيد تا برگردند و گزارش دهند تا ما کار مفيدی انجام داده باشيم.
متشکرم.

ظافر العانی: هدف از تبعيد ساکنان اشرف به ”ليبرتی“ خفه کردن اپوزيسيون ايران است |سازمان مجاهدين خلق ايران |

ظافر العانی
ظافر العانی از رهبران العراقيه و دبيرکل تجمع آينده ملی عراق
هدف از تبعيد ساکنان اشرف به ”ليبرتی“ خفه کردن اپوزيسيون ايران است
از هيلاری کلينتون وزير خارجه آمريکا می خواهيم تا موضع روشنی در اين زمينه اتخاذ نمايد. به خصوص که تضمينهايی برای پيگيری موضوع ساکنان اشرف و تأمين معيارهای بين المللی حقوق بشر در کمپ جديد داده بود.
ظافر العانی از رهبران فراکسيون العراقيه کمپ ”ليبرتی“ را ”تبعيد گاهی“ دانست که هدف از آن خفه کردن اپوزيسيون ايران از سوی رژيم تهران است. تصاويری که مشاهده کرده ايم و گزارشاتی که از منابع بسيار معتبر شنيده ايم بيانگر اين است که کمپ ”ليبرتی“ به لحاظ انسانی برای زندگی کردن و همچنين برای اعمال حقوق مصرح در ميثاقهای بين المللی، برای پناهندگان ساکن آن مناسب نيست
مارتين کوبلر نماينده ويژه دبيرکل در عراق از حساب پناهندگان ايرانی در کمپ اشرف سازش می کند، کما اين که نمونه نادرستی از تفسير قطعنامه های سازمان ملل متحد ارائه می کند.
شناسايی پناهندگان در کمپ اشرف به عنوان پناهندگان قانونی موقعيت قانونی بين المللی را به آنها اعطا می کند که اجازه نمی دهد آنها زندانی و يا در بازداشت باشند.
از هيلاری کلينتون وزير خارجه آمريکا خواسته می شود تا موضع روشنی در اين زمينه اتخاذ نمايد به خصوص که تضمينهايی برای پيگيری موضوع ساکنان اشرف و تأمين معيارهای بين المللی حقوق بشر در کمپ جديد داده بود.
نيروهای ملی عراق در خفه کردن اپوزيسيون ايران و ساکت کردن صدای آنها هيچ منفعت ملی نمی بينند وی افزود اين امر جز در خدمت رژيم ولايت فقيه در تهران که هم چنان بدترين شيوه های خصمانه را در قبال مردم عراق به کار می گيرد نيست.
نيروهای امنيتی و نظامی حضور فشرده ای در داخل ليبرتی دارند و ساکنان ليبرتی از مراجعه به بيمارستانها و پزشکان منع شده اند و ديدار از آنها نيز ممنوع است، ما خواستار ديدار از ليبرتی هستيم ولی بازديد از آنجا ممنوع است، همچنين سازمانهای حقوق بشری از رفتن به ليبرتی منع شده اند، و اضافه کرد اصلاً هيچ دليلی برای انتقال آنها از اشرف به محل ديگری وجود ندارد.
انفجارهای اخير در عراق ما را قبل از انجام هر کاری در خدمت به دولتی که هم چنان به قتل مردم عراق اقدام می کند، هزار بار به فکر کردن وا می دارد.

مخالفت نماينده پارلمان عراق با انتقال ساکنان اشرف به ليبرتی |سازمان مجاهدين خلق ايران |

طلال الزوبعی نماينده پارلمان عراق از العراقيه با انتقال ساکنان اشرف به ليبرتی مخالفت کرد.
به گزارش خبرگزاری نينا وی در يک بيانيه مطبوعاتی اعلام کرد: ”اين جابه جايی به دليل اقدامات ناقض حقوق بشر بايد متوقف بشود. ساکنان اشرف ميهمانان مردم عراق هستند و لازم است که با آنها رفتار خوبی بشود که شايسته بزرگ منشی و اخلاقيات والای مردم عراق باشد“. طلال الزوبعی شيوه انتقال حدود 400تن از ساکنان کمپ اشرف را شيوه يی زشت دانست و گفت ”فشارهايی از سوی رژيم ايران در جهت اخراج اعضاء سازمان مجاهدين خلق از عراق بر دولت عراق اعمال می شود، چرا که اين سازمان اهداف رژيم ايران برای تخريب زيرساختهای جامعه عراق و کشتار مردم و ايجاد ارتشی از زنان بيوه و کودکان يتيم در بين مردم عراق را افشا می کند“..
تلويزيون الشرقيه نيز گزارش داد طلال الزوبعی عضو پارلمان عراق از العراقيه جابه جايی ساکنان اشرف به به اصطلاح قرارگاه ليبرتی را رد کرد. وی گفت فشارهايی از طرف رژيم ايران بر دولت مالکی اعمال می شود تا اعضای سازمان مجاهدين خلق را از عراق اخراج کند».

بررسی پرونده کشتار در سوريه توسط شورای حقوق بشر ملل متحد |سازمان مجاهدين خلق ايران |

شورای حقوق بشر ملل متحد
شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو نشستی اضطراری برگزار کرده تا به پرونده کشتار در سوريه رسيدگی کند. ناوی پيلای، کميسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد گفت وضعيت حقوق بشر در سوريه وخيم است. به دست آوردن شمار کشته شدگان ميسر نيست. وی خواهان آتش بس فوری برای ارسال کمکهای انسان دوستانه به مردم شد. هيأت رژيم سوريه جلسه امروز را ترک کرد.

بررسی پرونده کشتار در سوريه توسط شورای حقوق بشر ملل متحد |سازمان مجاهدين خلق ايران |

شورای حقوق بشر ملل متحد
شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو نشستی اضطراری برگزار کرده تا به پرونده کشتار در سوريه رسيدگی کند. ناوی پيلای، کميسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد گفت وضعيت حقوق بشر در سوريه وخيم است. به دست آوردن شمار کشته شدگان ميسر نيست. وی خواهان آتش بس فوری برای ارسال کمکهای انسان دوستانه به مردم شد. هيأت رژيم سوريه جلسه امروز را ترک کرد.

كنفرانس در واشينگتن,مسئوليت آمريكا و ملل متحد درحفاظت و تضمين حقوق ساكنان اشرف-قسمت دوم


سه‌شنبه، ۰۹ اسفند ۱۳۹۰ / ۲۸ فوریه ۲۰۱۲

روز جمعه ۲۵فوریه ۲۰۱۲ ,کنفرانسی در واشینگتن باعنوان تهدید فزاینده رژیم ایران وگزینه‌های سیاست برای ایالات متحده ومسئولیت آمریکا و ملل متحد درحفاظت و تضمین حقوق ساکنان اشرف با حضوربسیاری ازشخصیت های برجسته آمریکایی ازجمله ریچارد دیلی شهردار شیگاگو به مدت ۲۲ سال ,عالیترین مدیر شهری ایالات متحده- ۲۰۰۵,مدیر کنفرانس شهرداران آمریکا – ۱۹۹۶-سفیر فیلیپ لادر,سفیر آمریکا در انگلستان ۱۹۹۷ ـ ۲۰۰۱,معاون رئیس دفتر رئیس‌جمهور بیل کلینتون,عضو هیأت مدیره صلیب سرخ آمریکا-رودی جولیانی,شهردار نیویورک در سال ۲۰۰۱,شهردار جامعه بینالمللی در نیویورک-هوارد دین,رئیس حزب دموکرات آمریکا۲۰۰۴ ـ ۲۰۰۹,کاندیدای ریاست‌جمهوری-تام ریج,وزیر امنیت آمریکا ۲۰۰۳ ـ ۲۰۰۵ ,فرماندار پنسیلوانیا ۱۹۹۵ـ ۲۰۰۱-پروفسور آلن درشویتز,معرفترین وکیل جهان در پرونده های جنایی-گلن کارل,معاون پیشین اطلاعات مرکزی آمریکا -آوی جوریش,مشاور پیشین وزارت دارایی آمریکا -تام تانکردو,نماینده پیشین کنگره آمریکا تشکیل شد.

قسمت دوم

آقای ریچارد دیلی: شهردار شیگاگو به مدت ۲۲ سال ,عالیترین مدیر شهری ایالات متحده- ۲۰۰۵,مدیر کنفرانس شهرداران آمریکا – ۱۹۹۶
متشکرم. بسیار مفتخرم که امروز اینجا با چنین پنل ممتازی باشم.
امروز که ما درباره اشرف و کمپ لیبرتی صحبت میکنیم در واقع داریم درباره اعضای خانواده شما و خانواده ما صحبت میکنیم. من این را میگویم چون مهم است، نه تنها جامعه ایرانی بلکه سایر رهبران، نه تنها یک بحث به صورت ملی است، بلکه من از یک چشم‌انداز دیگر آمده ام.
از همه شما که از جوامع مختلف در اینجا هستید میخواهم به جوامعتان برگردید و درباره آنچه در اشرف و لیبرتی میگذرد صحبت کنید. با مردم صحبت کنید با شهردارتان صحبت کنید اعضای شورای شهر، مقامات محلی، فرمانداران، با آنها صحبت کنید تا بتوانیم واشینگتن را به حرکت واداریم. حرکت واشینگتن سخت است، ولی افراد میتوانند واشینگتن را حرکت دهند و پیام امروز این است.
ما در آمریکا درباره تاریخ جهان آنقدر آگاه نیستیم ولی باید باشیم چون برای درک تاریخ آمریکا باید تاریخ جهان را درک کرد.
متأسفانه همانطور که آلن درشویتز اشاره کرد، ما داریم اشتباهات گذشته را تکرار میکنیم و به این دلیل مهم است که شما باید با هم جمع شوید و مستمراً داستانتان را در جوامعتان از هر گروه نژادی و قومی بگویید، چون اگر نگویید این داستان فقط به جامعه ایرانی محدود میشود.
این داستانی است که نه تنها در ایالات متحده، بلکه در سراسر جهان باید گفته شود و به این دلیل مهم است که ما میخواهیم به کنفرانس شهرداران آمریکا که در ماه ژوئن برگزار می شود بیاییم و در آنجا قطعنامه ای درباره کمپ اشرف و کمپ لیبرتی بگذرانیم و آمریکاییهای بیشتری را درباره بی عدالتی که همینجا در جهان صورت می گیرد آگاه کنیم.
به این دلیل است که من امروز اینجا هستم، از طرف یک شهری که جهان را درک میکند، درک میکند که مهاجرین چه کسانی هستند، مهمتر از همه از فرهنگ ایرانی قدردانی میکند، از تمدن آنها قدردانی میکند، به خاطر آنچه برای آمریکا کرده اند و ما میخواهیم از روانهای از دست رفته در کمپ اشرف قدردانی کنیم و همچنین از افراد کمپ لیبرتی.
متشکرم.

هاوارد دین:رئیس حزب دموکرات آمریکا۲۰۰۴ ـ ۲۰۰۹,کاندیدای ریاست‌جمهوری
با تشکر، اجازه بدهید من از نماینده کنگره به خاطر معرفی سخاوتمندانه اش تشکر کنم. امروز شمشیرهایمان به یک سمت است.
و آن سمتی که شمشیرها آنرا نشانه رفته اند، به سوی یک بی عدالتی بزرگ، یعنی نفس برجای ماندن رژیم ملاهاست که مردمشان را سرکوب میکنند و به بند کشیده اند و آنها سرنگون خواهند شد و ما باید در این رابطه دست به کاری بزنیم. همین حالا.
ما درباره بهار اعراب صحبت کرده ایم. یک بهار ایرانی هم بود و توسط آخوندها و آیت الله ها سرکوب شد. ما باید از عدالت در همه جا حمایت به عمل بیاوریم، زیرا همانطور که میدانید وقتی بی عدالتی در یک جا باشد، این بی عدالتی برای همه است.
ایالات متحده مسئولیت دارد. ما میتوانیم درباره مالکی و آخوندها تا میخواهیم شکایت کنیم. ولی ایالات متحده آمریکا مسئولیت نهایی را برای امنیت ساکنان اشرف و تک تک نفرات اشرف که بطور مکتوب توسط یک فرمانده ارشد نیروهای مسلح آمریکا، امضا شده بود، برعهده دارد.
واقعیت امر این است که این صرفاً یک مبارزه برای حفظ جان ۳۴۰۰ تن افراد غیرمسلح و بی دفاع و محصور شده در یک کشورِ به نحو فزاینده ای غیردموکراتیک، نیست. این یک مبارزه برای این است که ایالات متحده چگونه کشوری باشد.
اگر کشوری در جستجوی این است که یک نمونه برای حقوق بشر، آزادی و دموکراسی باشد، پس آن کشور باید دارای استانداردهای بالاتری از آخوندها و مالکی باشد و ما میخواهیم چنین نمونه یی باشیم.
بنابراین، ما صرفاً بر اساس اینکه کمپ لیبرتی تا چه حد کثیف است مورد قضاوت قرار نمیگیریم. بر اساس اینکه آیت الله ها و مالکی چکار کردند، مورد قضاوت قرار نمیگیریم. بلکه ما بر اساس این معیار مورد قضاوت قرار میگیریم که اگر فقط جان یکی از افراد غیر مسلح و بیدفاع در اشرف که ما سوگند خوردیم از آنها حفاظت کنیم، از دست برود، این لکه سیاهی علیه میراث ایالات متحده آمریکا خواهد بود و ما مسئول آن خواهیم بود.
اکنون، ما ۴۰۰ تن از ساکنان اشرف را به لیبرتی منتقل کرده ایم که آن چیزی که گفته میشد، نبود. به ما دروغ گفته شد. بهتر است در انتخاب کلمات احتیاط نکنیم. به ما صریحاً دروغ گفته شد.
من موافقم که لازم است مشخص کنیم چه کسی این دروغ را گفت. اما، جدای از انجام هرکاری برای مشخص شدن اینکه چه کسی دروغ گفته، ما باید درلحظه و فوراً پیشرفت آنچه را که در دستور کار (برای انتقال افراد به لیبرتی) است، متوقف کنیم اکنون فشار زیادی روی دولت ایالات متحده آمریکا خواهد بود که ساکنان لیبرتی را جابجا کنید و آنها را به جایی در غرب بفرستید که امن باشند.
واقعیت این است که بحثهایی صورت گرفته است که آیا ما ۴۰۰نفر دیگر را بیاوریم یا نه. البته، نه تنها شرایط لیبرتی انزجارآور است، بلکه واقعیت این است که برای ۴۰۰نفر دیگر جا در کمپ لیبرتی نیست و لذا دولت ایالات متحده باید ساکنان لیبرتی را جابجا کند و آنها را به کشورهایی غربی بفرستد که پناهنده می پذیرند، قبل از آنکه بخواهیم ۴۰۰ نفر بعدی را به لیبرتی بفرستیم، زیرا در کمپ لیبرتی امکانات برای ۴۰۰نفر دیگر وجود ندارد.
شما داستان را میدانید. در سال ۲۰۰۳ در ازای گرفتن سلاح ساکنان اشرف، ما به تک تک آنها یک تعهد مکتوب دادیم که از آنها دفاع میکنیم. ما در سال ۲۰۰۹، این تعهد را زیر پا گذاشتیم. ما مسئولیت خودمان را در سال۲۰۱۱ رها کردیم؛ وقتی که ۴۷ نفر بطرز فجیعی توسط مالکی، این کشتارگر جمعی، به قتل رسیدند.
ولی این هم ماجرا نیست. بعد از آنکه ما کنترل کمپ اشرف را بدست گرفتیم و شمار زیادی از افراد برجسته نظامی آمریکا هستند که مثل همه ما بسختی تلاش میکنند تا این موضوع یک پایان موفقیت آمیزی داشته باشد، بعد از این که کنترل را بدست گرفتیم، اداره آگاهی فدرال (اف.بی.آی) به اشرف آمد و تک تک افراد را مورد تحقیق قرار داد. حتی یک تن از ساکنان اشرف پیدا نشد که ربطی به تروریسم داشته باشد و یا در اقدامات تروریستی شرکت کرده باشد.
هیچ توجیهی برای حفظ مجاهدین در لیست تروریستی در آمریکا وجود ندارد و دادگاه استیناف واشینگتن همین حرف را زده است. آنها یکسال و نیم پیش گفته اند که حق دادرسی عادلانه نقض شده است و این حق دادرسی به مجاهدین باید داده شود و وزارت خارجه باید بازبینی کند. ولی وزارت خارجه از حکم قانونی دادگاه تبعیت نکرده است.
این یک توهین به همه کارهایی است که برای اشاعه دموکراسی می کنیم میباشد.
من به تازگی از کشور مالدیو برگشتم و اکنون یک تلاش است که ما داریم یک دولت دموکراتیک را ایجاد میکنیم و پیشرفتهایی هم بوده است.
میدانید چقدر برای من مشکل است که به آنها توضیح بدهم که باید به حکومت قانون گردن بگذارند، در حالی که وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا خودش به حکومت قانون گردن نمیگذارد؟
چند هفته پیش من در مقابل جمعی در نیویورک صحبت کردم و در باره صلاحیت، اخلاقیات و اصول صحبت کردم. صلاحیت، اخلاقیات و اصول در ایالات متحده در بوته آزمایش است.
ساکنان اشرف کاری را که از آنها خواسته شده است انجام داده اند. آنها از خانه خود که ۲۵ سال در آنجا بوده اند، به جایی که در اساس زندان است و منطبق با هیچ استانداردی در هیچ نهادی، چه در ایالات متحده یا هرجای دیگر نیست، جابجا شده اند و آنها با استانداردهای ملل متحد مواجه نشده اند. وقتی به ما گفته شد که لیبرتی براساس استانداردهاست، به ما دروغ گفته شد.
لذا، ۴۰۰نفری که در کمپ لیبرتی هستند اکنون منتظرند و ساعت در حال تیک تاک است. و این مسئولیت ایالات متحده آمریکاست که مطمئن شود جان کسی از دست نرود.

آقای تام ریج:وزیر امنیت آمریکا ۲۰۰۳ ـ ۲۰۰۵ ,فرماندار پنسیلوانیا ۱۹۹۵ـ ۲۰۰۱
تام ریج: متشکرم برای مقدمه و معرفی دوستانه تان، متشکرم برای خوش آمدگویی شما.
نمیتوانستم جلو خود را بگیرم و به این فکر نکنم، فکر میکنم همگی ما گاهی به این مسأله فکر میکنیم که ما با حمایت شما دور هم جمع شده ایم، با فعالیت قوی شما، آیا واقعاً ما قادر نبودیم این مقدار پیشرفت را هم که در یکسال و نیم - دو سال پیش تا بحال داشته ایم بدست بیاوریم اگر پایداری، پایداری مستمر شما، حمایت بی پایان و دائم شما از دوستان و افراد خانواده تان که در آرزوی آزاد کردن اشرف و آزاد کردن سازمان مجاهدین خلق ایران هستند نبود. ما باید برای شما دست بزنیم. ما بدون حمایت شما اینجا نمی بودیم. برای کاری که شما برای ۳۴۰۰ نفر انجام داده اید متشکرم. شما خیلی بیشتر از کاری که ما بطور عام یا خاص میتوانستیم انجام دهیم انجام داده اید. همکاری با شما برای ما بسیار مایه افتخار است. ما در لحظات بسیار حساسی هستیم و این موضوع بسیار جدی و مهمی است. ولی با وجود اهمیت این موضوع، من هیچ وقت نمیخواهم که شوخی طبعی را کنار بگذارم. بعنوان یک مرد جوان از اینکه وکیل بودم خیلی خوشحال بودم، هنوز مطمئن نبودم که کسی مرا استخدام خواهد کرد، ولی هنوز هم فعال هستم، پروفسور درشویتز، من هنوز هم ۱۲ ساعت آموزش سالیانه را میگیرم. من به اینکه موکل شما باشم افتخار میکنم. از «آلن درشویتز» کسی در جامعه شناخته شده تر و قویتر در جامعه وکالت و حقوق بشری نیست. من از اینکه موکل شما هستم مفتخرم.
من به دوستم، رودی جولیانی گفتم، من برای ریاست جمهوری کاندید نشده ام ولی اگر رئیس جمهور باشم، یک وزارتخانه جدید درست میکنم بنام وزارت تهاجم وزیر آن خواهد بود.
من همیشه از همراه بودن با شهردار دیلی لذت میبرم، او یک دوست بسیار عالی است، کسی که من بخاطر تغییرات زیادی که ایجاد کرده است برایش احترام زیادی قائل هستم. امیدوارم که پیامش در گوش شما بماند و به دوستانتان هم منتقل کنید.
تیپو نیل گفت: «همه سیاستها محلی هستند ولی اگر شما بخواهید آنرا به درجه دولتی برسانید باید از منطقه شروع کنید. شما باید با نماینده، سناتور، هرکسی در منطقه تان شروع کنید». در کنار او بودن خوشوقتی بزرگی است.
دوست من هاوارد دین، چند هفته پیش ما در مورد همین موضوع با هم چند برنامه تلویزیونی داشتیم. خیلی جالب بود، ما باید در مورد یک موضوع دیگر صحبت میکردیم، ما در دو جای مختلف بودیم، ولی در یک صفحه تلویزیون، ما باید در مورد ایران و موضوعاتی متفاوت صحبت میکردیم، در کمتر از ۳۰ثانیه، او اولین کسی بود که موضوع را به سازمان مجاهدین ربط داد و بقیه برنامه را در مورد سازمان مجاهدین صحبت کردیم.
من مایلم که درمورد دیگر سخنرانان هم که بعد از من صحبت خواهند کرد، تعریف کنم، ولی این بدین معنی است که دفعه دیگر آنها مرا باید در آخر لیست سخنرانان قرار دهند. حضور در میان این اشخاص واقعاً افتخار بزرگی است.
گذشته طولانی وجود دارد و وقت زیادی نیاز است که ما بتوانیم به همه آنها بپردازیم که برخی توسط دیگر سخنرانان به آن پرداخته شد، ولی من فکر میکنم که همگی ما میدانیم که فهمیدن آنها برایمان خیلی مهم است.
سازمان مجاهدین خلق ایران ابزار توانمندی دفاع از خودش را، در پاسخ به درخواست ما که خواسته دولت عراق از ما بود، به ما تحویل داد. آنها سلاحهایشان را در مقابل تعهد ما در قبال حفاظت و امنیتشان، به ما تحویل دادند.
موقعیت ما در عراق تغییر کرد و عراق مسئول حفاظت آنها شد. عراقیها به ما قول دادند که از ساکنان کمپ اشرف دفاع کنند و حفاظت و امنیت آنان را فراهم کنند.
در سال ۲۰۰۹ به ما هشدار داده شد که به عراقیها نمی شود اعتماد کرد. دوباره در سال ۲۰۱۱ با یک حادثه وحشتناک دیگر به ما یادآوری شد که حرف آنها قابل اتکا نیست.
پس ما در شرایطی قرار گرفتیم که یک تعهد داریم و نیروهایمان را بیرون کشیده ایم، و تلاش میکنیم با دولتی که تحت نفوذ شدید ملاهای ایران است برخورد کنیم و آنها را وادار کنیم کاری که باید را انجام دهند.
تمام سخنرانان در این جلسه به دلائل و انگیزه های مختلفی به این برنامه پیوسته اند. من از طرف آنها صحبت نمی کنم، ولی به جرأت می توانم بگویم، یک حس درونی به من میگوید یک چیز باعث میشود همگی ما با هم در یک جا جمع شویم، علاوه بر صحنه های دردناک حمله مسلحانه در سالهای۲۰۰۹ و ۲۰۱۱، و آن این حقیقت مؤثر و فوری است که «ماحرفی زده ایم، ما قول داده ایم».
من همیشه گفته ام که آمریکا یک علامت و مارک دارد، اگر ما یک کالا بودیم چگونه برای فروش آن در دنیا تبلیغ میکردیم. وقتی به نقاط مختلفی در این جهان مراجعه کنیم و در مورد تجربه سیستم منحصر به فرد آمریکا صحبت میکنیم، البته نبایستی آن را استثنایی کرد. این سیستم منحصر به فرد آمریکا همان دولت مختار و تقسیم و توازن قدرت است، حاکمیت قانون و تعهد به بشریت و دادرسی است.
برای همین است که خیلی از ما در این هیأت سخنرانان مفتخر هستیم که در این بریف آمیکونس توسط پروفسور درشویتز معروف نمایندگی میشویم.
زمان دادرسی فرا رسیده است و این یک موضوع اساسی است که همه ما را با هم متحد کرده است. ما کسانی که میگوییم هستیم، ولی ما باید به ارزشهایمان پایبند باشیم و امروز بنظر میرسد بجای اینکه به ارزشهایمان بها بدهیم، از آنها فاصله میگیریم. اگر ما به ارزشهایمان بها میدادیم، سازمان مجاهدین خلق ایران سالها پیش باید از لیست خارج میشد و مهمتر از آن اصلاً هرگز نباید در این لیست قرار داده میشد، چون این لیست برای یک منظور سیاسی درست نشده بود.
همکارانم در مورد اینکه چگونه سازمان مجاهدین توسط اتحادیه اروپا، انگلستان، اف.بی.ای و سایرین تحت بررسی قرار گرفت، من را در جریان گذاشتند. تجربیات من محدود ولی به این موضوع مربوط است. از هشتم اکتبر سال۲۰۰۱ تا زمانیکه من از وزارت امنیت ملی خارج شدم، من از یک جدول تهدیدات استفاده می کردم. من هر روز آن را میدیدم. یکی از کارهایی بود که من انجام میدادم و من همه چیز را میدانستم، نه اینکه هر چیزی که من میدانستم ما در مورد آن صحبت میکردیم، گاهی موضوعات خوشحال کننده ای نبودند، ولی من خبر داشتم.
من هر روز لیست تروریستهایی را که خطری برای آمریکا داشتند، دریافت میکردم. من باید بگویم، به یاد ندارم که هرگز چیزی دیده باشم که از مجاهدین بعنوان یک گروه تروریستی یا از یک تروریست که به این سازمان تعلق داشته باشد و تهدیدی برای آمریکا، شهروندان آمریکایی و یا منافع آمریکا باشد. هر روز که من خدمت کردم، حتی در کاخ سفید، هرگز چیزی ندیدم. آنها به این لیست تعلق ندارند، آنها گروه تروریستی نیستند، آنها را از لیست خارج کنید.
اگر اجازه بدهید، دومین موضوع مهم در اینجا اعتبار است. چند موضوع و شخصیت و انجمن که من خیلی در مورد آنها نگران هستم. من این افتخار را داشتم که در چندین برنامه در کنار خانم رجوی باشم. من در کنار والدین، فرزندان، پسران و دختران، و خانواده های افرادی که توسط ملاها و احمدی نژاد کشته شده اند و با کسانی که با کمپ اشرف ارتباط شخصی دارند بوده ام. من میدانم که چقدر برای خانم رجوی و رهبری مجاهدین دردناک و مشکل بوده است که دوستان و همکاران خود را متقاعد کنند که به کمپ لیبرتی بروند. درمورد اعتبار سازمان ملل متحد و ایالات متحده، یکی از بزرگترین نگرانیهای من این است که خانم رجوی به آنها اعتماد کرد و آنها را باور کرد، درحالی که آنها به اعتماد او خیانت کردند.
آنها به او و رهبری اشرف یکسری عکس دادند که الان معلوم میشود آن عکسها یکروز دیگر توسط عکاسی دیگر گرفته شده است تا شرایط کمپ لیبرتی را طور دیگری وانمود کنند.
من واقعاً امیدوارم که شما بتوانید با کسانی که در کمپ اشرف هستند صحبت کنید و بر روی آنها تأثیر بگذارید و کسانی که در سراسر جهان درگیر موضوع سازمان مجاهدین خلق هستند، بدانند که ما حاضرین در اینجا، نسبت به اینکه چگونه آنها شرایط را وانمود کردند با خبر هستیم و همه ما میدانیم که آنها چگونه لیبرتی را به خانم رجوی معرفی کردند و ما هم به آنها اعتماد کردیم. ولی تمام چیزهایی که میگفتند دروغ و فریب بود، یک فریب بیرحمانه بود.
من روزی با رهبری صحبت میکردم، آنها روزانه ۱۲۰۰۰۰ لیتر آب برای ۴۰۰نفر احتیاج دارند، ولی فقط یک چهارم آنرا دارند. گاهی برق دارند، گاهی ندارند، آنها برای یک هفته امکان استحمام نداشته اند.
شما از این مسأله به عنوان دومین سازمانی که اعتبارش در خطر است یاد خواهید کرد و آن کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد است که در سال ۱۹۵۰ بنیان نهاده شد و دوبار تا بحال برای کارهایی که در جهان کرده اند برنده جایزه صلح نوبل شده اند. این سازمان یک سازمان فوق العاده است، اما ما باید از سفیر کوبلر، دبیرکل سازمان ملل و آقای آنتونیو گوترز درخواست کنیم درباره چیزی که به غلط به ما عرضه کردند، ما نمیخواهیم زمان زیادی برای پیدا کردن متهم مصرف کنیم، ولی کسی باید علت اینکه چنین دروغهایی ساخته شده اند، را پیدا کند، آقای در شویتز درست میگوید. چرا چیزی گفتی که میدانستی اشتباه است؟ با توجه به آن، درخواست ما امروز این است: به آن برسید و درستش کنید. و همین الان اینکار را بکنید.
شما میدانید چه کسی دوست دارد اینکار را برای شما و برای ساکنان کمپ اشرف انجام دهد. خدای من، شما تصمیم گرفتید که کمپ اشرف را ترک کنید، من نمی دانم چرا، ولی اگر شما میخواهید که آنها در کمپ لیبرتی باشند، نگاه کنید آنها دراشرف چه ساخته اند. اگر به آنها ابزار لازم را بدهید آنها خود میتوانند از عهده این کار برآیند، فقط از سر راهشان کنار بروید، آنها کمپ لیبرتی را تعمیر و درست خواهند کرد.
و در پایان، شما نمیتوانید یک روزنامه، یا رادیو و یا برنامه را نگاه کنید که در مورد رابطه آمریکا با خاورمیانه و اتفاقات خاورمیانه صحبت نکند.
بخاطر دارم که سالها پیش با یک رهبر سیاسی خاورمیانه صحبت کردم، او گفت در این قسمت از دنیا سه مشکل اساسی وجود دارد، من پرسیدم که آنها چیست؟ او گفت: ایران، ایران و ایران. و دقیقاً درست گفت.
آیا این برای شما جالب نیست که ایران را در یک طرف و سوریه را در طرف دیگر داشته باشید. در اینجا رابطه ای باید باشد. آنها یکدیگر را حمایت میکنند و با وجود تمام حمایت مردمی، بنظر میرسد که پایانی بر بهار عرب باشد، هیچ محکومیتی برای رژیم ایران در سال ۲۰۰۹ و در سال۲۰۱۱ وجود ندارد! جالب است و ما هنوز داریم سعی میکنیم بفهمیم که چه کاری انجام خواهیم داد!
ما کمک زیادی از سازمان ملل متحد گرفتیم، چون ما نگران بودیم که در بنغازی چه پیش خواهد آمد، تا همین الان در سوریه ۶۰۰۰ تن کشته شده اند، ما هنوز داریم سعی میکنیم که بفهمیم چه کاری را باید انجام دهیم؟!
به هرحال سازمان ملل متحد چهار سری تحریم تا بحال داشته است. ما سازمان مجاهدین خلق را از سال۱۹۹۷ در لیست نگاه داشته ایم، چون فکر میکردیم که میتوانیم با رژیم ایران صحبت یا مذاکره کنیم، چه شد؟ سالها پیش ما گفتیم، بیایید رژیم ایران را محاصره دریایی کنیم، نفت را خارج از دسترس رژیم ایران قرار دهیم. آنها منابع طبیعی زیادی دارند، ما قادر خواهیم بود که اقتصاد این رژیم را فلج کنیم، چنانچه نفت را تحریم کنیم، ولی ما بخود زحمت امتحانش را هم به خودمان ندادیم.
اما ما با رژیم ایران گفتگو کرده ایم، مذاکره کرده ایم، و امید پشت امید داشته ایم، که برخی از سخنرانان پیش از من در مورد آن صحبت کردند.
این رژیم ایران است. به تاریخچه اش نگاه کنید، آنها مسئول کشتن سربازان آمریکایی در افغانستان و عراق هستند.
آنها مسئول قتل نخست وزیر حریری در لبنان هستند، کسی که همسرش یکبار به من گفت: «در این قسمت از دنیای ما بهتر است که مورد احترام باشید تا دوستتان داشته باشند». من نمیخواهم توسط رژیم ایران دوست داشته شوم، من میخواهم که مردم ایران مرا دوست داشته باشند.
یک اقدام قوی که این دولت میتواند انجام دهد، خانم کلینتون، رئیس جمهور اوباما و همه میتوانند همراهی کنند. یک اعلان و علامت بزرگ، یک پیام قوی، که ما ایالات متحده به قولمان وفادار خواهیم ماند، ما بر احکام حقوق بشری خود پافشاری خواهیم کرد، ما در کنار مردم خواهیم ایستاد، ما به آنها قول دادیم و برایشان امنیت وحفاظت ایجاد خواهیم کرد:
«ملاها، احمدی نژاد، ما سازمان مجاهدین خلق ایران را از لیست خارج خواهیم کرد. بفرمایید، حالا این مشکل شماست».
متشکرم. بسیار مفتخرم که امروز اینجا با چنین پنل ممتازی باشم.
امروز که ما درباره اشرف و کمپ لیبرتی صحبت میکنیم در واقع داریم درباره اعضای خانواده شما و خانواده ما صحبت میکنیم. من این را میگویم چون مهم است، نه تنها جامعه ایرانی بلکه سایر رهبران، نه تنها یک بحث به صورت ملی است، بلکه من از یک چشم‌انداز دیگر آمده ام.
از همه شما که از جوامع مختلف در اینجا هستید میخواهم به جوامعتان برگردید و درباره آنچه در اشرف و لیبرتی میگذرد صحبت کنید. با مردم صحبت کنید با شهردارتان صحبت کنید اعضای شورای شهر، مقامات محلی، فرمانداران، با آنها صحبت کنید تا بتوانیم واشینگتن را به حرکت واداریم. حرکت واشینگتن سخت است، ولی افراد میتوانند واشینگتن را حرکت دهند و پیام امروز این است.
ما در آمریکا درباره تاریخ جهان آنقدر آگاه نیستیم ولی باید باشیم چون برای درک تاریخ آمریکا باید تاریخ جهان را درک کرد.
متأسفانه همانطور که آلن درشویتز اشاره کرد، ما داریم اشتباهات گذشته را تکرار میکنیم و به این دلیل مهم است که شما باید با هم جمع شوید و مستمراً داستانتان را در جوامعتان از هر گروه نژادی و قومی بگویید، چون اگر نگویید این داستان فقط به جامعه ایرانی محدود میشود.
این داستانی است که نه تنها در ایالات متحده، بلکه در سراسر جهان باید گفته شود و به این دلیل مهم است که ما میخواهیم به کنفرانس شهرداران آمریکا که در ماه ژوئن برگزار می شود بیاییم و در آنجا قطعنامه ای درباره کمپ اشرف و کمپ لیبرتی بگذرانیم و آمریکاییهای بیشتری را درباره بی عدالتی که همینجا در جهان صورت می گیرد آگاه کنیم.
به این دلیل است که من امروز اینجا هستم، از طرف یک شهری که جهان را درک میکند، درک میکند که مهاجرین چه کسانی هستند، مهمتر از همه از فرهنگ ایرانی قدردانی میکند، از تمدن آنها قدردانی میکند، به خاطر آنچه برای آمریکا کرده اند و ما میخواهیم از روانهای از دست رفته در کمپ اشرف قدردانی کنیم و همچنین از افراد کمپ لیبرتی.

سفیر فیلیپ لادر:سفیر آمریکا در انگلستان ۱۹۹۷ ـ ۲۰۰۱,معاون رئیس دفتر رئیس‌جمهور بیل کلینتون,عضو هیأت مدیره صلیب سرخ آمریکا
این مأموریتی سخت برای من است نه تنها بخاطر اینکه باید بعد از این شخصیت های والا صحبت کنم بلکه بخاطر اینکه من به مأموریت های ساده عادت کرده ام.
ما البته در شرایطی دور هم جمع شده ایم که تنش ها بالا گرفته است. واشینگتن و بروکسل صادرات نفت و بانک مرکزی رژیم ایران را هدف قرار داده اند. همین هفته گذشته ما با وقایعی روبرو بودیم که حس خوشبینی را برنمی انگیزند.
با اینحال دوست دارم آنچه شهردار دیلی گفت را تکرار کنم. اگر حقیقتاً آمریکاییان، چه در جامعه بازرگانی و چه از همه طیف های دیگر، عکس های کمپ لیبرتی را میدیدند به این نتیجه میرسیدند که شرایط تغییر یافته است.
این موضوعات ممکن است در تحلیل نهایی انساندوستانه باشد اما البته که تبعات گسترده ژئوپلتیکی دارند.
بنابراین میخواهم شما را تشویق کنم که این با برگزاری چنین گردهمایی هایی در اقصی نقاط کشور، افراد بیشتری را در مورد این که چگونه این شرایط، واقعیتهای ایران امروز، تغییر کرده است، مطلع کنید.
من به دقت به سخنرانان گوش دادم. و به دقت طی ماههای گذشته به مواضع سناتورها کری، لوین، گراهام و نماینده شرمن توجه کرده ام. من از حرف های ژنرال جونز و رهبران نظامی در این باره شگفت زده شده ام، کسانیکه من با آنها کار کرده ام و به آنها احترام قائلم.
من قطعاً در رابطه با حکم قضایی دادگاه واشینگتن مطلعم و همدل با دیگران از روند فعلی را موجب خطر میدانم.
دلیل اینکه میگویم شرایط تغییر کرده است چیست؟ اگر کسی آنچه که در مورد کمپ لیبرتی به عنوان واقعیت ارائه شد را ببیند، به ارتباط با واقعیت ۳۴۰۰ نفری که امروز در اشرف هستند، پی خواهد برد.
درحال حاضر موضوع اصلی این است که چگونه میتوانیم مطامع هسته یی رژیم ایران را مهار کنیم، اما موضوع فوری تر و اضطراری تر، آینده ۳۴۰۰ انسان است.
باید تمایلات سخت‌سرانه رژیم تهران را درهم شکست.
اگر واقعاً میخواهیم به هر طریقی پیشرفت کنیم، همانطور که شهردار دیلی گفت، ضروری است که درک عمیق تر و وسیع تری نسبت به واقعیاتی که آن افراد با آنها روبرو شده اند حاصل شود.
صرفنظر از تمام اختلافات سیاسی لازم است تمرکزی عمیق تر و وسیع تری نسبت به آینده افراد، ایجاد شود.
از شما متشکرم که به من فرصت دادید که مشوق شما باشم در این که دیگران را بطور گسترده تر آگاه کنید و بخاطر آنچه توانستم امروز فرابگیرم، از شما بسیار سپاسگزارم.


محكوميت زندانسازي كمپ ليبرتي توسط متحصنين در ژنو


دوشنبه، ۰۸ اسفند ۱۳۹۰ / ۲۷ فوریه ۲۰۱۲

آقای مارتین کوبلر باید به خاطر گزارش کاملاً خلاف واقع و غیرمنصفانه در مورد زیرساختها و استاندارهای کمپ لیبرتی، که فقط برای رضایت دولت قانون شکن مالکی تهیه شده بود، از ساکنان اشرف رسما عذرخواهی کند.

خانواده های مجاهدین اشرف و دیگر حامیان خستگی ناپذیر مقاومت، که طی ده ماه گذشته بر خواسته های برحق خود برای حفاظت و کرامت اشرفیان قهرمان ، پافشاری کرده و درس دیگری از پایداری و استقامت به رژیم جنایتکار آخوندی و دولت مالکی و همینطور مماشاتگران بین‌المللی دادند و افکارعمومی و توجهات بین المللی را به خود جلب کردند، امروز جمعه ۲۴ فوریه در ژنو مقابل مقر سازمان ملل دویست ونود وپنجمین روز تحصن خود را در یک هوای سرد زمستانی با قدرت هرچه تمامتر پشت سر گذاشتند.

آنها در حمایت از حقوق اشرفیان شعارهای کوبنده از سازمان ملل خواستار تضمین حفاظت اشرفیان و محکوم کردن زندانسازی کمپ لیبرتی برای ساکنان اشرف شدند . متحصنین همچنین در شعارهای خود گزارش خلاف واقع وغیرمنصفانه نماینده سازمان ملل در عراق در مورد وضعیت کمپ لیبرتی را افشاء و به شدت محکوم کردند و خواستار خروج پلیس عراقی ازکمپ شدند.آنها تأکید کردند که گزارش غیرواقعی و غیرمنصفانه آقای مارتین کوبلر که برای رضایت دولت عراق داده شده بود، خلاف وظیفه و تعهدات انسانی و حقوق بشری هر مقام سازمان ملل میباشد. و اکنون مشکل دیگری بر بیشمار مشکلات و فشارهای اشرفیان افزوده است:
متحصنین اشرف نشان در مقابل مقر کمیساریای حقوق بشر سازمان ملل ، با برگزاری آکسیون و راهپیمایی از خانم ناوی پیلای و مسؤلان کمیساریا خواستند تا هر چه سریع تر به تعهدات خود عمل کرده و دست از سکوت و بی عملی بردارند. شرایط غیرانسانی و بدتر از زندان کمپ لیبرتی را محکوم کرده و دولت عراق را وادار به اجرای قوانین بین المللی و پایان دادن به زندان سازی از کمپ لیبرتی بکنند.


نيروهاي سركوبگر از ورود مواد غذايي و داروهاي ساكنان به ليبرتي جلوگيري مي كنند


دوشنبه، ۰۸ اسفند ۱۳۹۰ / ۲۷ فوریه ۲۰۱۲

لیبرتی-اطلاعیه شماره۱۴

نیروهای سرکوبگر از ورود مواد غذایی و داروهای ساکنان به لیبرتی جلوگیری می کنند

اقدامات سرکوبگرانه و تشدید مستمر فشار، کمپ لیبرتی را به زندانی با شرایط سخت و استانداردهای بسیار پائین تبدیل کرده است:
۱. گرداننده اصلی کمپ لیبرتی و نماینده کمیته سرکوب فردی به‌نام صادق محمد کاظم است. او همان دژخیمی است که به دلیل مشارکت در قتل عام مرداد ۸۸ و فروردین ۹۰ از سوی دادگاه اسپانیا تحت تعقیب است. برخی افراد دیگر نیز که در این دو کشتار دخالت داشتند، هم اکنون به لیبرتی منتقل شده اند .
۲. روز شنبه ۶اسفند(۲۵ فوریه) نیروهای سرکوبگر مانع ورود داروهای چند تن از ساکنان لیبرتی شدند که از اشرف برای آنها فرستاده شده بود. نیروهای سرکوبگر این داروها را به اشرف برگرداندند.
۳. روز یکشنبه ۷اسفند یک تریلی حامل مواد غذایی و چند آبگرمکن برقی را، که با هزینه ساکنان خریداری شده بود، به داخل کمپ لیبرتی راه ندادند و مراجعات مکرر ساکنان به افراد یونامی به جایی نرسید و تریلی مزبور مجبور به بازگشت شد. راه ندادن مواد غذایی حتی در محاصره سه ساله اشرف کم سابقه است.
۴. ساکنان به دلیل جلوگیری از انتقال اموالشان با کمبود شدید وسایل روزمره زندگی مانند صندلی مواجهند و مجبورند از صندلیهای موجود به نوبت استفاده می کنند.
۵. تعداد سرویسهای بهداشتی قابل استفاده نیز کمتر از میزان مورد نیاز برای ساکنان کمپ است به‌نحوی که استفاده از آنها نیز نوبتی و همراه با صف است.

دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران
۸ اسفند ۱۳۹۰( ۲۷فوریه۲۰۱۲)

گسترش قيام در سوريه


دوشنبه، ۰۸ اسفند ۱۳۹۰ / ۲۷ فوریه ۲۰۱۲

قیام ها در سوریه با وجود کشتار بیرحمانه با شعار سرنگونی بشار اسد همچنان ادامه دارد. تظاهرکنندگان مراسم تشییع یاران شهید خود را گرامی داشتند و ضمن تجدید عهد با آنان بر عزم خود برای سرنگون کردن دیکتاتور سوریه تاکید کردند.

به گزارش تلویزیون الجزیره ۸ اسفند ۱۳۹۰-پیوستن نظامیان به ارتش آزادی سوریه همچنان روبه گسترش است. این نظامیان بطور دسته جمعی بر تعهد گروهی خود برای مقابله با قوای سرکوب رژیم اسد پای فشردند. در همین حال نیروهای سرکوبگر دیکتاتور سوریه علاوه بر آتشباری بر روی حمص مناطقی را در ادلب بمباران کردند. در جریان آتشباریها و حملات امروز، دست کم ۳۵ تن به دست مزدوران جنایتکار اسد جان باختند.

استمرار قيامها در سوريه همزمان با نمايش مضحک همه پرسي! |سازمان مجاهدين خلق ايران |

به آتش کشیدن عکس بشار اسد
همزمان با نمايش مضحک همه پرسی قانون اساسی از سوی ديکتاتوری حاکم بر سوريه، قيامها برای سرنگونی بشار اسد ادامه دارد.
مردم آزاديخواه سوريه نمايش همه پرسی قانون اساسی اسد را به سخره گرفتند و در يک ابتکار جالب رأی خود را که رأی به آزادی و مساوات بود را به صندوق خلق ريختند و قانون اساسی بشار اسد را به زباله دان انداختند . آنان گفتند ما قانون اساسی جديد نمی خواهيم، ما سرنگونی بشار اسد را می خواهيم.
در حمص و باباعمر نيز که هدف وحشيانه ترين حملات موشکی و آتشباران است، مردم با ريختن گلوله های منفجر شده در صندوق، گفتند اين قانون اساسی بشار اسد است،
در دمشق نيز با وجود حضور سنگين قوای سرکوبگر، قيام کنندگان به مقابله با مزدوران بشار اسد برخاستند.
در حمص قيام کنندگان با اشاره به سرکوبها فرياد می زدند: اين جنايتها، قانون اساسی بشار اسد است.

ژنرال وسلی کلارک: سران رژيم ايران بايد بفهمند که يک گزينه نظامی وجود دارد |سازمان مجاهدين خلق ايران |

ژنرال وسلی کلارک فرمانده پیشین ناتو
ژنرال وسلی کلارک فرمانده سابق ناتو درباره برنامه اتمی رژيم ايران گفت: من اميدوارم، سران رژيم ايران، شوک وارد شده به بغداد در سال دو هزارو سه را مشاهده کرده باشند، يا با ديدن کاری که ما در ليبی انجام داديم، بفهمند که يک گزينه نظامی وجود دارد. من مطمئن هستم زمانی که ژنرال دمپسی و مردان و زنان ما آماده شوند، نيرويی نابود کننده خواهد بود و آنها بايد اين را بفهمند.

مسئوليت آمريکا و ملل متحد، در حفاظت و تضمين حقوق ساکنان اشرف (۱) |سازمان مجاهدين خلق ايران |

کنفرانس در واشنگتن




تهديد فزاينده رژيم ايران
گزينه های سياست برای ايالات متحده
مسئوليت آمريکا و ملل متحد
در حفاظت و تضمين حقوق ساکنان اشرف
25فوريه ۲۰۱۲ (6اسفند ۱۳۹۰)
قسمت اول

ريچارد ديلي

شهردار شيکاگو به مدت 22سال
عاليترين مدير شهری ايالات متحده- ۲۰۰۵
مدير کنفرانس شهرداران آمريکا - ۱۹۹۶
سفير فيليپ لادر

سفير آمريکا در انگلستان ۱۹۹۷ ـ ۲۰۰۱
معاون رئيس دفتر رئيس جمهور بيل کلينتون
عضو هيأت مديره صليب سرخ آمريکا
رودی جوليانی
شهردار نيويورک در سال ۲۰۰۱

شهردار جامعه بين المللی در نيويورک
هوارد دين
رئيس حزب دموکرات آمريکا۲۰۰۴ ـ ۲۰۰۹

کانديدای رياست جمهوری
تام ريج

وزير امنيت آمريکا ۲۰۰۳ ـ ۲۰۰۵
فرماندار پنسيلوانيا ۱۹۹۵ـ ۲۰۰۱
پروفسور آلن درشويتز

معروفترين وکيل جهان در پرونده های جنايی
گلن کارل

معاون پيشين اطلاعات مرکزی آمريکا
آوی جوريش

مشاور پيشين وزارت دارايی آمريکا
و
تام تانکردو

نماينده پيشين کنگره آمريکا


تام تانکردو

با تشکر از همه شما. لطفاً بفرماييد و تشکر بسيار برای حضور امروزتان در اين جا
چند روز پيش و بدون تعجب هيچ کس ديگر، غير از وزارت خارجه!، رژيم ايران گفتگوها حول برنامه اتمی خود را قطع کرد. رهبران غربی اين تصميم را مورد انتقاد قرار دادند و فراخوانها برای تحريمهای اقتصادی سخت تر بالا گرفت.
در حالی که چشمان جهان روی اين چالش ديپلوماتيک متمرکز است، يک بازی بی سر و صدا ولی پرخطر در بيابانهای شرق عراق و در بغداد در حال اجراست.
يک جنايت ضدانسانی درباره هزاران نفر در خاورميانه در حال شکل گيری است ولی توجه کمتری به آن توسط جهان صورت می گيرد.
البته من دارم به ساکنان اشرف و کسانی که اکنون در جايی که به نحو متناقضی کمپ ليبرتی نامگذاری شده، ولی در يک وضعيت زندان هستند، اشاره می کنم.
اين افراد پايدارترين و مؤثرترين مخالفان رژيم تروريست حاکم بر ايران هستند. در يک رفتار متناقض ديگر توسط وزارت خارجه ما در آمريکا به مجاهدين برچسب تروريستی زده شده است.
اين ليست گذاری وضعيتی است که جان آنها را بخطر می اندازد، زيرا آنها اکنون مشروط به عملکرد دولت عراق هستندکه اکنون با رژيم ايران به طور مشترک توطئه می کند که زنان، مردان را در اشرف مورد اذيت و آزار قرار بدهد.
اکنون 400نفر از ساکنان اشرف که به يک بخش خيلی کوچک کمپ ليبرتی، با اين وعده که حضور آنها در آنجا کوتاه مدت خواهد بود منتقل شده اند، محلی که دارای حداقل امکانات است.
در واقع، شرايط آنجا نه تنها انزجارآور است، آنطور که شما خواهيد ديد و ساکنان نه تنها بايد در بدترين شرايط زندگی کنند، بلکه آنها بايد تحت کنترل مستمر توسط گاردهای مسلح عراقی باشند. جايی که قرار بود يک مأمن باشد به يک کابوس تبديل شده است.
لذا، ما امروز اين جا جمع شده ايم تا برای رهبران کشورهای جهان غيرممکن کنيم که از بهانه بی اطلاعی و چشم پوشی برای فرار از مسئوليتشان نسبت به اين وضعيت، سوء استفاده کنند.
اولين سخنران برجسته ما که درباره اين وضعيت صحبت می کند، پروفسور آلن درشويتز می باشد. او شايد به معرفی بيشتر از اسمش نياز نداشته باشد ولی من يک معرفی کوتاه دارم. در سال ۱۹۸۳، اتحاديه ضد برچسب زنی جايزه ای به آقای درشويتز به خاطر رهبری پرشفقت و حمايت مستمر مبارزه برای حقوق مدنی و بشری اهدا کرد و در زمان اهداء جايزه، الی ويزل گفت اگر تنها چند نفر مانند درشويتز در سالهای ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ حضور داشتند، تاريخ يهوديان در اروپا به نحو ديگر رقم می خورد.
آقای درشويتز

آلن درشويتز
متشکرم.

من به اين پنل برجسته نگاه می کنم و با خودم فکر می کنم که رودی جوليانی چه واکنشی نشان می داد اگر به او می گفتند که يک شرکت، سهام خود را به بازار طوری عرضه نموده که کمپ ليبرتی آنطور عرضه شد، يعنی برخلاف واقعياتی که ما اکنون با آنها مواجه شده ايم. گردانندگان شرکت سريعاً به جرم کلاهبرداری و منحرف کردن توقعات مردم، زندانی می شدند. اين يک رسوايی است. يک کلاهبرداری است. يک کلاهبرداری، که موضوع آن پول نيست، بلکه تهديد جان انسانها است.
ما فوراً به يک کميسيون حقيقت ياب نياز داريم که چگونگی ارتکاب اين کلاهبرداری را کشف کند. چه کسی اين جهنم و زباله دان را تأييد نمود؟ چه کسی مدعی شده که وضعيت آنجا منطبق با استانداردهای سازمان ملل متحد است؟
کسی وجود دارد که مسئول ارتکاب اين کلاهبرداری است و 400 انسان بيگناه را مجبور کرده که زندگی خود را به خطر بيندازند و سلامت آنها را تهديد کرده است، چرا که آنها را در معرض محيطی آلوده به زباله و عوامل ديگر قرار داده است. ما بايد در اين باره تحقيق کنيم.
من اين گونه تصميمات را نمی گيرم، اما باور ندارم که کسی مجبور شود در چنين شرايطی زندگی کند و تا وقتيکه اين 400نفری که آنجا هستند به نقاط امن خارج از عراق منتقل نشده اند، يعنی نقاطی که هيچ کس به دولت عراق اعتماد نداشته باشد که از آنها حفاظت کند، هيچ کس ديگر نبايد مجبور شود که از امنيت و زيبايی کمپ اشرف، که به دست خود ساکنان محلهای استقرار، دانشگاه و تأسيسات ورزشی و غيره را ساخته اند، به اين مکان خيلی مخوف منتقل شود.
ببينيد، اگر اين مکان به طور واقعی يک کمپ ترانزيت است و طوری طراحی شده که افراد را چند روز در آنجا نگه دارند تا به مناطق امن تری منتقل شوند، شايد بتوان شرايط را درک و حتی توجيه کرد. اما اين مکانی است که از افراد انتظار زندگی در آنجا را دارند.
خدای من! اين چه انسانيتی است که افرادی را که طبق قوانين ملل متحد، حفاظت شده محسوب می شوند و آمريکا به آنها قول مقدس حفاظت را داده است مجبور کرده که آنجا را محل استقرار خود بدانند. اين يک محل استقرار نيست. جايی نيست که از کسی بتوان خواست که در آنجا زندگی کند.
اما بگذاريد به شما بگويم که جريان چيست. موضوع بسيار جدی تر از اين است، چون من بارها به صورت تلفنی با مقامات وزارت خارجه و سازمان ملل متحد ارتباط داشته ام و ما می دانيم که آنها تقصير را به گردن قربانيان می اندازند.
آنها گزارشاتی را صادر می کنند مبنی بر اينکه، بله، اين قربانيان بودند که زباله ريختند! اين قربانيان بودند که شير آب را باز کردند و منابع آب را تمام کردند! و اين قربانيان بودند که اين مکان را غيرقابل سکونت کردند! اين قديمی ترين بهانه در جهان است.
نگاه کنيد به آنچه که آنها وقتی امکانش را داشتند در کمپ اشرف ساختند و بعد نگاه کنيد به آنچه حالا در اختيار آنها قرار داده شده است. تقصير را به گردن قربانی نيندازيد.
ما اکنون دو موضوع اضطراری داريم. اولاً با وضعيت اضطراری موجود در خود آن تأسيسات (ليبرتی) مواجه شده ايم. اما هم چنان با وضعيت اضطراری انسان دوستانه نيز روبه رو هستيم
ما ديده ايم که دولت عراق ظرفيت چه نوع اقداماتی را دارد. حالا که دولت عراق اساساً مطيع رژيم ايران است، و اکنون که مالکی گوش به فرمان ملايان است، ما می دانيم که ملايان اگر دستشان به ساکنان برسد چه کار خواهند کرد، بنابراين شرايط جايی را برای اعتماد کردن باقی نمی گذارد.
هر دو اين بحرانهای انسان دوستانه با اين حقيقت بغرنج تر شده اند که نام سازمان مجاهدين خلق هم چنان در ليست باقی مانده است.
وزارت امور خارجه آمريکا پيامهای متناقضی می فرستد. از يک طرف ما از سفير فيريد و سايرين می شنويم (و من حرف او را باور می کنم) که ما واقعاً قصد کمک به ساکنان کمپ اشرف را داريم و می خواهيم آنها را از آنجا خارج کنيم و اين هدف وزارت خارجه است. اما از طرف ديگر وزارت خارجه از لغو نامگذاری امتناع ورزيده است. يک سال و نيم است که حکمی از طرف دادگاه پيش روی آنها وجود دارد و وزارت خارجه از عمل کردن به آن طفره می رود.
آنها خواست کنگره که مدت زمان مشخصی را برای تصميم گرفتن تعيين کرده بود زيرپا گذاشته اند و در رابطه با اين حکم تصميمی نگرفته اند.
اما مشکل ابعاد وسيعتری دارد. دولت ايالات متحده امروز در رابطه با رژيم ايران موضع دوگانه دارد. از يک طرف می گويد ما تسليحات اتمی را تحمل نخواهيم کرد و از طرف ديگر می گويد شايد رژيم ايران هنوز واقعاً تصميم ساخت بمب اتمی را اتخاذ نکرده است.
ما صداهای متناقضی را می شنويم که (به رژيم ايران) چراغ سبز نشان می دهند که به کارتان ادامه بدهيد، تغيير نکنيد و ما اصلاً يک راه کار واحد نداريم.
بگذاريد به شما بگويم که يکی از بزرگترين امتيازات حرفه من که نيم قرن است به آن مشغولم، انجام همين کاری است که در همين جا می کنم. يعنی نمايندگی گروهی از موکلينم که بهترين موکلين من در طول اين مدت بوده اند. من از وزير سابق دادگستری آمريکا، شهردار سابق نيويورک، فرماندار سابق پنسلوانيا و وزير امنيت ملی و ژنرالهای مختلف دفاع می کنم.
ما تصميم گرفته ايم که لايحه يی را در دادگاه ثبت کنيم. يعنی اين موکلين تصميم گرفتند و من وکيل آنها هستم. آنها موکلين من هستند و يکصدا و همدل هستند. پيامی که آنها به دادگاه می فرستند و پيامی که به وزارت خارجه و کل جهان می فرستند اين است که سازمان مجاهدين خلق يک سازمان تروريستی نيست و نامگذاری آن بايد فوراً ملغی شود.
من وکيل اين افراد برجسته هستم، کسانی که با شايستگی به کشور ما خدمت کرده اند، برخی از آنها در جبهه های جنگ و برخی نيز در بالاترين سطوح دولتی. آنها يکصدا هستند و من مفتخرم که می توانم از آنها دفاع کنم.
اما من همچنين وکيل ديگران نيز هستم. من می توانم به نمايندگی از الی ويزل صحبت کنم، دوست عزيزم که اخيراً با او در رابطه با اين موضوع صحبت کردم و او گفت به شما و به جهان بگويم که به اين موضوع انسان دوستانه تعهد دارد و گفت تا زمانيکه مطمئن نشود اين افراد در امن و امان هستند از پا نخواهد نشست.
الی ويزل کسی است که خانواده خود را از دست داد چرا که ما نتوانستيم از نسل کشی سالهای ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵ ممانعت کنيم.
اين يک فرصت نادر در دست مدافعان حقوق بشر است که بتوانند در جايگاهی باشند که از آسيب رساندن به ديگران جلوگيری کنند. اين يک اتفاق نادر است. چون معمولاً ما بعد از وقوع فاجعه وارد می شويم.
به نسل کشيهايی که در رواندا و دارفور اتفاق افتاد نگاه می کنيم. به آنچه در سوريه می گذرد نگاه می کنيم و با خود می گوييم که نمی شود کاری کرد و بعد از اين که اين وقايع رخ می دهد گله و ناله می کنيم و به دنبال حسابرسی می رويم و پای برخی را برای محاکمه به دادگاه بين المللی جنايی می کشانيم.
اما اکنون فرصتی داريم تا از وقوع يک فاجعه انسانی پيشگيری کنيم. مگر در زندگی چند بار می توان به چنين فرصت نادری دست يافت؟
همان طور که قبلاً به شما گفته ام، هم در تورات و هم در قرآن آمده است که اگر کسی فقط جان يک نفر را نجات دهد همانند آن است که جان همه انسانهای دنيا را نجات داده است.
ما در اين جا فرصت داريم تا جان بيش از ۳۰۰۰ انسان را نجات دهيم. نمی توانيم در اين مسير شکست بخوريم. بايد اعمال فشار را حفظ کنيم.
برخی در دولت از ما به خاطر فشار آوردن به آنها انتقاد کرده اند. ولی، اين اعمال فشار مابه آنها سلاح دموکراسی است. اين يعنی دموکراسی.
همه سخنرانان جلسه با تمام وجود خود بر اين باورند که آمريکا نقض عهد کرده است. آمريکا بايد به قول خود وفادار بماند. ما بايد به اعمال فشار ادامه دهيم. اين بنياد دموکراسی است که دولت خود را وادار به جبران نارضايتی و شکايت کنيم. وقتی به نارضايتی و شکايت خودمان می رسد اين کار ساده ای است. اما امر بسيار مقدس تر و مهمتر و مؤثرتر اين است که به نمايندگی از کسان ديگر اين کار را انجام دهيم و ما امروز در اين جا بايد از دولت خود بخواهيم که به شکايت ساکنان کمپ اشرف و کمپ ليبرتی پاسخ دهد و مهمتر از همه اين که از يک بحران انسانی وسيعتر پيشگيری کند. بنابراين به اعمال فشار ادامه دهيد. از همه شما بسيار متشکرم.

تام تانکردو
و حالا فرصتی داريم که بشنويم رودی جوليانی در اين شرايط دقيقاً چکار خواهد کرد چون البته او سخنران بعدی ماست.

آقای جوليانی به عنوان 107 مين شهردار شهر نيويورک انتخاب شد و در سال ۱۹۹۷ مجدداً انتخاب شد. در شناسايی رهبری او بعد از حملات تروريستی 11سپتامبر ۲۰۰۱، مجله تايم آقای جوليانی را مرد سال ۲۰۰۱ ناميد. من اين فرصت را داشتم که دفعه پيش که با هم روی صحنه بوديم، هر دو در پی به دست آوردن نامزدی جمهوريخواهان برای رياست جمهوری ايالات متحده بوديم. او بسيار موفق تر از من بود ولی در هر صورت بسيار خوشوقتم که مجدداً با او امروز اينجا باشم. آقای جوليانی.

جولياني

بسيار متشکرم تام. متشکرم.
همان طور که آلن درشويتز گفت بسيار مفتخرم که به خاطر اين هدف امروز اينجا باشم. من نمی توانم در حال حاضر هدفی بهتر از اين پيدا کنم که کسی سعی کند اول از همه از اين افراد بی گناه حفاظت کند که تا الآن حدود 40نفر از اعضايشان همين سال گذشته توسط مالکی و دولت عراق به نيابت از رژيم ايران کشتار شدند و صدها مجروح داشتند. بنابراين اجازه بدهيد اگر بتوانم خلاصه کنم که چرا ما اينجا هستيم و پيشنهادات سياسی درباره آنچه می توانيم بکنيم ارائه کنم.
ما به سه دليل اينجا هستيم. حداقل من به اين دلايل اين جا هستم:
اولاً: اطمينان يافتن از اين که کشور من، ايالات متحده آمريکا، به قولش عمل می کند. بالاخره يک قول، ضمانت شخصی است و همين برای يک ملت هم درست است. اگر ملتی قولی می دهد و بعد از آن قولها عقب نشينی می کند، بر سر اعتبار ايالات متحده و اعتبار کشور من چه خواهد آمد؟
بله من عميقاً نگران جانها و امنيت افراد اشرف هستم، همان طور که شما هستيد، ولی در ضمن نگران اعتبار و کرامت ايالات متحده آمريکا هم هستم.
ما به اين افراد قول داديم که وقتی سلاحهايشان را تسليم کردند از آنها محافظت می کنيم و ما متعهديم. ما اينجا هيچ تبعيضی نداريم. ما متعهديم که قولمان را عملی کنيم و من نمی خواهم کشورم با عقب نشينی از اين قول شرمسار شود. بنابراين شايد اين اولين و مهمترين دليلی است که من اينجا هستم.
ايالات متحده آمريکا به افراد اشرف پشت کرده است. هيچ طور ديگری نمی شود آن را توصيف کرد. کاش می توانستم چيز متفاوتی بگويم. من به اين دليل بسيار ناراحتم و خجالت زده ام و متأسفم چون متنفرم که اين را درباره کشورم بگويم.
ما به اين افراد قول حفاظت داديم و از آن زمان (47) نفر از آنها کشتار شده اند چون ما به آنها پشت کرديم.
زمان آن است که ديگر حرف نزنيم، ديگر هرگز اجازه نخواهيم داد که افراد اشرف کشته شوند يا شکنجه شوند يا توسط مالکی مورد آزار قرار گيرند.
ثانياً: ما اينجا هستيم که از وزارت خارجه بخواهيم به تعويق انداختن را متوقف کند و برای خارج کردن مجاهدين از ليست اقدام کند. خدای من. آنها قرار بوده ظرف 180روز عمل کنند. حالا يک سال و نيم گذشته است. يک سال و نيم از وقتی که دادگاه به وزارت خارجه دستور داد تصميم بگيرد. يک سال و نيم برای وزارت خارجه که واقعيتها را در نظر بگيرد. باور کنيد اين يک شرايط دشواری نيست.
تاريخچه مجاهدين روشن است. صدها نفر، اگر نگوييم هزاران نفر، آن را بررسی کرده اند و به اين نتيجه گيری رسيده اند که مجاهدين يک سازمان تروريستی نيست. انگلستان اين تصميم گيری را کرد. اتحاديه اروپا اين تصميم گيری را کرد. رؤسای سابق اف.بی.آی، اطلاعات مرکزی، سازمانهای نظامی ما و بيشمار ساير افراد، دادستان سابق کل آمريکا پيش آمده اند و اين را گفته اند.
رئيس سابق اف.بی.آی گفت آنها از اول هم نبايد در ليست قرار می گرفتند. چرا اين قدر طول می کشد که اين تصميم گيری را بکنيد؟ اين يک تصميم ساده است. من در تعجبم که چرا اين تصميم گيری انجام نشده است. ولی فکر می کنم می دانم. يک سوءظنی دارم که چرا تصميم گيری نشده است و اين در واقع دليل سومی است که من اينجا هستم.
زمان آن است که دولت من بس کند که التماس کننده به خامنه ای و ملاها باشد. زمان آن است که ما از گدايی از آنها برای مذاکره با ما و اين که با ما خوب باشند را متوقف کنيم. اين پوچ است و فراتر از پوچ، خطرناک است. من يک کتاب در مورد رهبری نوشتم و يکی از فصلهای آن می گويد شما بايد در برابر قلدرها بايستيد چون اگر در برابر قلدرها نايستيد آنها را تشويق می کنيد و آنها از شما سوء استفاده می کنند. بهترين نمونه آن البته حوادث منتهی به جنگ جهانی دوم، چمبرلين و هيتلر است. ما داريم دوباره تاريخ را تکرار می کنيم. بنابراين من اينجا هستم که بگويم زمان آن است که در برابر رژيم ايران بايستيم و زمان متوقف کردن گدايی از آنها و متوقف کردن التماس و درخواست از آنهاست و زمان آن است که برای تغيير رژيم در ايران بايستيم.
بگذاريد به طور خلاصه به هر سه مورد نگاه کنيم. اول از همه، همه افراد اشرف سلاحهايشان را مدتها پيش تحويل داده اند. به آنها قول داده شد که صدمه ای به آنها وارد نمی شود. صدمه ای به آنها وارد نمی شود. اين قول از طرف يک سازمان انتزاعی داده نشده بود. اين قول از طرف ايالات متحده آمريکا داده شد. حالا 400نفر از آنها به به اصطلاح کمپ ليبرتی رفته اند. حالا ما تصاوير را می بينيم و البته تحليلها را ديده ايم. کمپ ليبرتی آب ندارد، برق در شب ندارد. کمپ ليبرتی برای اين طراحی نشده که بيش از يکی دو روز آنجا بمانند. کمپ ليبرتی برای من و فکر می کنم برای بسياری از افراد اين پنل و افرادی که به اين موضوع در گذشته نگاه کرده اند چطور به نظر می آيد؟ به دلايل متفاوت آلن درشويتز و من در زندانهای زيادی بوده ايم. درسته آلن؟
بعضی اوقات در طرفهای متقابل که چرا فلان شخص در زندان است. اين يک کمپ جابه جايی نيست. من کمپهای جابه جايی را ديده ام. من می دانم کمپهای جابه جايی چگونه هستند. و می دانم زندان چگونه است. اين يک زندان نيست. يک اردوگاه کار اجباری است. دقيقاً همين. يک اردوگاه کار اجباری. بگذاريد اسمش را همان که هست بناميم. اين بدتر از هر مجتمعی است که من ديده ام با توجه به اين که زمانی من مسئول دفتر فدرال زندانها بودم و زمان ديگری مسئول سيستم زندان نيويورک، رايکرز آيلند از نظر مادی بهتر از اين بود. اين يک اردوگاه کار اجباری است. چرا ما اجازه می دهيم که افرادی که تحت حفاظت ما هستند به يک اردوگاه کار اجباری بروند و اين سؤالی است که من را آزار می دهد، چرا ما اصلاً داريم آنها را جابجا می کنيم؟
اگر هدف اين است که آنها را به کشورهای ديگری بفرستيم که آنها را به عنوان پناهنده می پذيرند چرا نمی توانيم آن را از کمپ اشرف انجام دهيم؟
اشرف به طور کامل همه تأسيسات را دارد. سازمان ملل متحد کاملاً قادر است که افرادش تقاضاها را آنجا در اشرف بررسی کنند. همه اين افراد تا همين الآن تقاضا داده اند. بنابراين، اين نبايد يک روند وقت گيری باشد. قاطعانه هيچ دليلی وجود ندارد، هيچ دليل خوبی وجود ندارد که آنها را بايد به جای ديگری منتقل کرد، چه برسد به اردوگاه کار اجباری. چکار کرده اند که بايد در اردوگاه کار اجباری منتقل شوند؟ اگر اصلاً کسی بايد به چنين اردوگاهی فرستاده شود. بنابراين معذرت می خواهم اگر سوءظن دارم که چرا مالکی دارد اين کار را می کند. چون توسط ملاها، خامنه ای و احمدی نژاد و همه اين فناتيکها در رژيم ايران به او گفته شده اين کار را بکند.
خدای من آنها در طرف ما عليه رژيمی هستند که يکی از بدترين رژيمها در جهان است و آنها برای اين اعتقاد با خون خود بها پرداخته اند. بنابراين ديگر چه می خواهيم؟ و من واقعاً از وزير کلينتون که برای او احترام زيادی قائلم و کسی که فکر می کنم به عنوان وزير خارجه خوب کار کرده است می پرسم. و من معمولاً اين را درباره دموکراتها نمی گويم و مطمئن نيستم که همين چيز را در مورد رئيس جمهور بگويم. ولی درباره وزير خارجه می گويم. و در اين مورد در حيرتم، نمی فهمم. وزير کلينتون اين خيلی بديهی است. آنها را از ليست خارج کنيد. اين تنها يک موضوع تکنيکی نيست و موضوع در مورد جمع آوری پول در آمريکا نيست. اين درباره زندگی و مرگ اين افراد در اشرف است. چون اين واقعيت که آنها ليست گذاری شده اند يکی از بهانه هايی است که مالکی برای قتل عام آنها استفاده می کند. بنابراين اين يک بخش از کل فرآيند قتل افراد است. من نمی فهمم منتظر چه هستند. ولی شکی دارم و اين موضوع سومی است که می خواهم به آن اشاره کنم. من می ترسم اين بخشی از اين تفکر غيرمنطقی باشد که ما می توانيم با رژيم ايران مذاکره کنيم. اين که می توانيم با رژيم ايران صحبت کنيم. اين که می توانيم رژيم ايران را استمالت کنيم. بالاخره رئيس جمهور اوباما دارد برای خامنه ای نامه می نويسد. من از رئيس جمهور می خواهم که ديگر به او نامه ننويسد.
آيا هنوز اين را نگرفته ايد؟ من دقيقاً می دانم چکار کنم. چطور در برابر او بايستيم. بايد اين حماقت را رها کنيم که رژيم ايران يک عامل منطقی است؟ من احترام زيادی برای کسی که اين را گفت قائلم ولی شک دارم که در نوشيدنی صبحش چيزی ريخته اند که اين منطق را بگويد. رژيم ايران يک بازيگر منطقی نيست. رژيم ايران صدها هزار نفر يا ميليونها نفر از جمله افراد شما را که عکسهايشان در کتابی که خانم رجوی به من نشان داد من به چهره های آنها نگاه کردم، من خانواده های آنها را ديده ام، من افرادی را که کشتار کرده اند را ديده ام، خيلی بيشتر از اينها کشتار کرده است. اين رژيمی است که آمريکاييها را گروگان گرفت. رژيمی است که آمريکاييها را کشته است. رژيمی است که فعالانه سربازان آمريکايی را می کشد که خانواده هايشان از غم از دست رفتن عزيزانشان رنج می کشند. رژيمی است که همين چند ماه پيش توسط دولت اوباما به خاطر تلاش برای قتل سفير سعودی درست اينجا در پايتخت کشور متهم شد. اين يک اقدام جنگی است. و ما آنها را عاملان منطقی می خوانيم؟
اين کابوس بزرگ من است. سابقاً در دوره جنگ سرد، کابوس، بودن سلاحهای هسته يی در دست افراد ديوانه بود. متأسفم! تلاشهای زيادی شده است که مرا متقاعد کنند که خامنه ای و احمدی نژاد افراد منطقی هستند. اين افراد، افراد منطقی نيستند. متأسفم، اينها پيش درآمد خوبی ارائه می کنند که ديوانه اند. پيش درآمد خوبی ارائه می کنند که فناتيک هستند. تکذيب هولوکاست، خواستار قتل عام مردم اسراييل شدن، قتل سربازان آمريکايی، و خواستار قتل سفير عربستان سعودی در اين شهر شدن. آيا بايد به اين افراد اجازه داد سلاح هسته يی داشته باشند؟ به هيچ وجه، اصلاً ، هرگز.
زمان رونالد ريگان است نه نويل چمبرلين. باور کنيد اگر ما اين کار را بکنيم، احتمال مجبور شدن به استفاده از نيروی نظامی به طور زيادی کاهش پيدا می کند چون قلدرها اگر در برابر آنها بايستيد و اگر نگذاريد از شما سوء استفاده کنند ممکن است وحشت کنند. من می ترسم دليل اين که اين نامگذاری را تغيير نمی دهند اين است که اين فکر غيرمنطقی را دارند که می توانند با رژيم ايران مذاکره کنند. آنها نمی توانند با رژيم ايران مذاکره کنند. رژيم ايران تنها بکارگيری قدرت آمريکا و قاطعيت آمريکا و استحکام آمريکا را می فهمد. و اگر زمانی چنين بشود در آن صورت خواهد بود که ما در طرف حق و عدالت باشيم و سعی کنيم زندگی افراد را نجات دهيم.
بنابراين از حمايت شما متشکرم و متشکرم که من را هم شامل اين قضيه کرديد.

افعی ها در زندان ليبرتی |سازمان مجاهدين خلق ايران |

افعی ها در لیبرتی
افعی ها در ليبرتی
ليبرتی- شماره 13:
افعی ها در زندان ليبرتی
بعداز ظهر روز شنبه6اسفند در نزديکی بنگالهای استراحت ليبرتی چندين مار و افعی ديده شد و ساکنان توانستند دو مورد آن را بگيرند
اين ناشی از متروکه بودن اين محل غيرقابل سکونت و زير ساختهای فاجعه بار اين کمپ است که آمادگی و انطباق آن با استانداردهای انسان دوستانه در آخر ژانويه مورد تأييد آقای مارتين کوبلر و تکنسين سرپناه سازی او قرار گرفته بود. در عين حال گشت مأموران مسلح عراقی در محوطه کوچک اقامت ساکنان روزانه 30 الی 50 بار ادامه دارد.
عکس مارها، تصوير طلايی ليبرتی را مخدوش می کند و آن چنان که آلن درشوويتز دو روز پيش در کنفرانس واشينگتن گفت چيزی جز رسوايی باقی نمی گذارد. برجسته ترين وکيل جنايی جهان افزود: «ما فوراً به يک کميسيون حقيقت ياب نياز داريم که چگونگی ارتکاب اين کلاهبرداری را کشف کند. چه کسی اين جهنم و زباله دان را تأييد نمود؟ چه کسی مدعی شده که وضعيت آنجا منطبق با استانداردهای سازمان ملل است؟ کسی وجود دارد که مسئول ارتکاب اين کلاهبرداری است و 400 انسان بيگناه را مجبور کرده که زندگی خود را به خطر بيندازند و سلامت آنها را تهديد کرده چرا که آنها را در معرض محيطی آلوده به زباله و عوامل ديگر قرار داده است. ما بايد در اين باره تحقيق کنيم».
همچنين شهردار جوليانی گفت: «اين يک زندان نيست. اين يک اردوگاه مرگ است. اين، آن چيزيست که هست. يک اردوگاه مرگ. بگذاريد آن را همان طور که هست بناميم».
به همين خاطر «ساکنان ليبرتی به اين نتيجه رسيده اند که بدون تأمين و تضمين اطمينانهای حداقل، تنها راه برای جلوگيری از بدتر شدن وضعيت، بازگشت آنها به اشرف است» (اطلاعيه ليبرتی شماره 12 -5اسفند).

ساکنان اشرف نيز در نامه های خود به دبيرکل بان کی مون نوشته اند: «ما بدون تضمينهای حداقل نمی توانيم هيچ گونه جابه جايی را بپذيريم. رژيم ايران و دولت عراق می خواهند با تأييد شرايط خود در ليبرتی توسط يونامی، ما را بين مرگ و تسليم به فاشيسم دينی، مخير کنند».
خانم مريم رجوی، رئيس جمهور برگزيده مقاومت ايران، با قويترين اعتراض نسبت به زندان سازی و وضعيت فاجعه بار ليبرتی، توجه بان کی مون، دبيرکل ملل متحد، هيلاری کلينتون، وزيرخارجه آمريکا و بارونس اشتون، نماينده عالی اتحاديه اروپا را به اين محيط آلوده و ضدانسانی جلب کرد و خواهان رسيدگی بلادرنگ به اين وضعيت شرم آور شد. وی تأکيد کرد: هم چنان که ساکنان اشرف بارها اعلام کرده اند، بدون اطمينانهای حداقل هيچ کس نبايد انتظار جابه جايی داوطلبانه از اشرف به ليبرتی را داشته باشد.

دبيرخانه شورای ملی مقاومت ايران
8اسفند ۱۳۹۰ (27فوريه۲۰۱۲)

کتابخانه پزشکی امریکا

با کلیک بر روی هر بيماری می توان اطلاعات و توضیحاتی درباره آن یافت. اين اطلاعات در غالب فايل هاي تصويري متحرک ارايه شده که علاوه بر آن مي توان خلاصه اطلاعات را به صورت يک فايل متني نيز دانلود کرد. برا ی استفاده از این فايل به فلش پلیر یا همان پلاگين نیازمند هستید که در در صورت عدم وجود آن بر روي رايانه شما، بصورت خودکار نصب مي شود. فهرست اسامي فارسي بيماري ها از قرار زير است. دقت فرمايد که لينک اينترنتي را مي توانيد با کليک بر روي اسامي انگليسي مشاهده نماييد.
Diseases and Conditions
بیماری ها و شرایط
آنوریسم آئورت شکمی
آکنه
ایدز
حساسیت به غبار
آلوپسی
اسکلروز Amyotrophic جانبی (ALS)
آنژین صدری
سیاه زخم
آریتمی
ورم مفاصل
آسم
فیبریلاسیون دهلیزی
انفلونزای مرغی
کمردرد -- چگونه برای جلوگیری از
فلج بل
سرطان مغز
سرطان پستان
برنز
آب مروارید
فلج مغزی
زخم های سرد (تبخال)
سرطان کولون
نارسایی احتقانی قلب
COPD (بیماری انسدادی مزمن ریه)
بیماری کرون
فیبروز کیستیک
افسردگی
دیابت -- عوارض چشم
دیابت -- مراقبت از پا
دیابت -- مقدمه
دیابت -- برنامه ریزی غذایی
Diverticulosis
اندومتریوز
Barr اپستاین (مونونوکلئوز)
اختلال نعوظ
فیبرومیالژیا
فلاش و Floaters
شکستگی و Sprains
کیستهای گانگلیون
بیماری ریفلاکس معده (سوزش سردل)
کوری تدریجی
نقرس
کاهش شنوائی
حمله قلبی
هپاتیت ب
هپاتیت سی
فشار خون بالا (فشار خون بالا)
کم قند خونی
فتق شکافی : در محل
انفلوانزا
فتق اینگوینال
سندرم روده تحریک پذیر
نارسایی کلیه
سنگ کلیه
لیشمانیوز
سرطان خون
پایین تستوسترون
سرطان ریه
صورت فلکی 'گرگ' یا 'سرحان'
بیماری لایم
دژنرسانس ماکولا
مالاریا
ملانوم
مننژیت
يائسگي
میگرن سردرد
پرولاپس دریچه میترال
چند میلوما
اسکلروز چندگانه
میاستنی گراو
آرتروز
پوکی استخوان
اوتیت مدیا
سرطان تخمدان
کیست تخمدان
التهاب لوزالمعده
بیماری پارکینسون
ذات الریه
سرطان پروستات -- آن چیست؟
پسوریازیس
اشک شبکیه و جداشدگی
آرتریت روماتوئید
روتاتور کاف از صدمات
سارکوئیدوز
گال
تشنج و صرع
بیماریهای مقاربتی
زونا